{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلنوشته یک پسر دانشجو برای دختران و زنان سرزمینم ای

دلنوشته یک پسر دانشجو برای دختران و زنان سرزمینم ایران!!!

رد شد ، ولی هنوز ردش مانده است. ای کاش پشت سرش چشمی داشت و می دید و یا دوربینی بود و از دور به او نشان می داد که هنوز ردش مانده است. یا کسی جرعتش را داشت و به او می گفت که ردش مانده است.
کاش وقتی رد می شد، می دید پشت سرش چند نوجوانی که از مدرسه تعطیل شده بودند چگونه به شلوار تنگ و نازکش نگاه می کردند، می دید که آن نوجوان به خاطر سن بلوغ و نوجوانیش بعد از دیدن او به چه گناه هایی کشیده شد.ای کاش برمی گشت و می دید پسر مغزه داری را که بخاطر مشکلات مالی هنوز مجرد بود ،چگونه با حسرت و شهوت نگاهش می کرد و هر روز به کنترل نگاه و ایمانش ناتوان تر می شد.
کاش زمانی که حجاب و پوشش خود را شخصی می دید، برمی گشت و می دید ردش را بر زندگی شخصی جوان متاهلی که وقتی آرایش غلیظش را می دید او را با همسرش مقایسه می کرد. کاش می دانست گرگ های انسان نما در پشت سرش چه می گفتند و وقتی دستشان به او نرسید نیت کثیف و مزاحمت های خود را بر سر دختر معصوم دیگری در آوردند.
کاش می شد، می رفتم این چیزهایی که ازاو اطلاع نداشت را به او می گفتم، و به اوهم می گفتم که فکر نکند که من در ذهنم او را انسانی فاسد و بدکار می دانم، خداراشکر، این را می فهمم که افراد را از روی ظاهرشان به سیاه و سفید تقسیم نکنم، و حتما او انسان خوب و شریفی است ولی ای کاش آگاه می شد و کسی به او نشان می داد ردش را بر جامعه!!!
شاید اصلا نمی داند که اگر چند تار موی او راهم نامحرم ببیند از لحاظ دین و قرآن گناه کرده است . شاید تا به حال چادر سرش نکرده است یا اصلا چادری ندارد که سرش کند!. ای کاش حدعقل برای یک بار هم که شده چادری سرش می کرد تا زیبایی و بوی پاکی و امنیت چادر را حس کند.

اکنون یک سال از آخرین باری که دیدمش گذشته است، همان خیابان ، همان کوچه، و روبروی همان مغازه، نمی دانم چه اتفاقی افتاده که اینقدر تغییر کرده است.او رد شد ، با چادرش
!! و این بار هم ردش مانده است.! دلم می خواست به او بگویم، کاش برمی گشتی و می دیدی پشت سرت جوان هایی را که وقتی دلشان از سیاهی جامعه گرفته بود و به خاطر پوشش های نامناسب جامعه ، نگران لرزش ایمانشان بودند ، وقتی چادر سیاهت را بر روی سرت می بینند که چگونه آب بر آتش چشم های ناپاک میریزی، شاید ندانی ولی چقدر از ته دل دعایت می کنند.
کاش برمیگشتی و رد سبز چادر سیاهت را در تعجب چشمان دختر بدحجاب می دیدی که با خودش می گفت : (چگونه یک دختر جوانی مثل من در این گرمای تابستان اینگونه حجابش را محکم و کامل گرفته است!!!) و می دیدی که چگونه تو را الگوی خود می کند و آرام آرام شال روی سرش از عقب به جلو برمی گردد.

و کاش برمیگشتی و رد سرخ چادرت را در وصیت های شهیدان می دیدی و می فهمیدی که چگونه در اجتماع باسلاح چادرت امر به معروف می کنی،و کاش، مادری را که پشت سرت با چادر خاکی دعایت می کند ، می دیدی...

پ.ن: در تمام ثواب زیارت اربعین امسالم شریک است کسی که به اندازه یک ثانیه نگاهش را و به اندازه یک تار مو حجابش را درست کند.
چیز های کوچک: نگران نباش-دل ها دست خداست، همه چیز دست خداست!!!
چیز های کوچک: از سنگ ریزه ها میترسم، گناه های کوچک مثل سنگ ریزه های ته کفش می مانند، با سنگ ریزه های ته کفش می توان راه رفت ولی موقع دویدن جلوی دویدنت را می گیرند.!
دیدگاه ها (۶)

#چالش

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است یک تکه از بهشت در آغوش م...

‍ ═════ೋღ❆﷽❆ღೋ═════#insta_post ⚠ مراقب خود باشید! در این↶فضا...

⚜ یا بنت ولی الله⚜ 💠 پای او شاه چراغ ودستها عبدالعظیم💠 چشم ا...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر ویرانه‌هایِ دژ؛ تقابلِ موشکِ دشمن و ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر ویرانه‌هایِ دژ؛ تقابلِ موشکِ دشمن و ...

به قرآن حیف شدی باباحیف شدی رفتیتازه داشتیم طعم خوشی را می چ...

انسان ممکن به خطا هست. ولی خدایی بعضی جا ها.رعایت کنید

پشت‌پرده جنایت مدرسه میناب🥀😔؛ «ما دقیقاً می‌دانستیم چه جایی ...

Scenario bts #سناریو "وقتی‌تو‌ماشین‌خوابت‌میبره" نامجون:مسیر...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴³یک هفته گذشته بود...همه ...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

صدرا:🔴مبدا فرهنگ برهنگی!🔹وقتی ۱۰ ماه پیش در نمازجمعه پردیسان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط