#رضا

#رضا
نمیزارم بری دیگه
مگه زوره؟؟
_اره زوره... منم همچین دلم نمیخاد تو این خونه باشم...تازه عمل کردم...من تو راه رسیدن ب تو مامانمو از دست دادم...مرگ تا بیخ گوشم اومده بود
که یهو بغضش ترکید شروع کرد ب گریه
+ب جون مادرم...دسته خودم نبود...اوکی نبودم زیاد....با شنیدن این ک بچه سقط شده گفتم نکنه....درکم کن
_ینی انقد بهم اعتماد نداری
رفتم نزدیکش ..
خودشو دور کرد ازم
بوسه ای رو سرش کاشتم و تو بغلم فشردمش
بقران دسته خودم نبود
حالام بیا بخواب رو تخت واست یه چی بیارم بخوری جون بگیری
_نمیخورم...میخام برم پیش پانی...
+هنوز نمیخوای باور کنی شوهر کردی
_نه.‌‌‌‌..
+اون شبو ک یادت نرفته
_با قیافه خیلی عصبانی و اخمو گفتم:چراا یادم بره....با اون ضرباتی ک بم وارد کردی‌‌‌ ..هی بگذریم
+بعد خوب شدنت گ.
_گگگگگ.بعد خیب شیدینت((ادا))
_ت.وله من برم واست آبمیوه بخرم بیام
+ولی تو
_بد میکردی حالمو چ بودی چ نبودی
ادامه دارد..
سلام بچه ها
خوبین؟؟
این چن روز حالم زیاد اوکی نیس.از یه طرف امتحانا و از یه طرف دیگه یه مسئله خیلی مهم
ببخشید ک دیر ب دیر پارت میدم
اوکی
خدافز🥲🌚🖤
دیدگاه ها (۱۶)

وقتی دوست صمیمی BTS هستی و میرید اسکی رو یخ

Love you پارت نهم«هرموقع کنار علامت اسمشون نقط گزاشتم یعنی ...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part2+کاشکی کلا امروز نیاد واقعا حوص...

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

بچه های این کانال نتنها از اتفاقاتی ک برای دنبا میوفته سوپرا...

هاگوپیان: طاعونی که تو روسیه پخش شده، حدود 100 برابر کشنده‌ت...

P25فردا ویو انیا بیدار شدم دیدم ساعت ۵ یاد دیروز افتادم و بغ...

پارت۱۵ انیا : بیا بریم دیگه دیر شد دامیان : اوکی من میرسون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط