{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قو

🍒🌱چقدرآن لحظه زیبا بود
نخوابیدم فقط بستم
دو چشم خیس و اشک آلود
رهانیدم وجودم را
که مستانه به پرواز آمد
آن قوهای رنگین بال
و رنگین گردنِ زیبا و
نورانی
به گوش جان شنیدم
نسیمِ صوتِ پر مهری
که ازآنِ تو می دانست
همان قوهای زیبا را
و من مبهوت این اسرار
شدم خالی از این حسرت🍒🌱
دیدگاه ها (۰)

ورق بزنید:♦️قو دارای جثهٔ بزرگتری نسبت به دیگر اعضای خانواده...

نگهبان( پارت پانزدهم ) * ویو کوک * یه کلید توش بود...منم رفت...

دلــــ ـــم گرفتــهدلـــــــــــــم عجیـــب گرفتــــــ ـــــ...

•●💚🌼🐚✨●•نمی دانم . . .پرتوهایِ آفتاب گرم و ملایم بر روزنه ها...

«مون لایت/moon light» (پارت اول)

Part⁴علامت ها: یونا+/ تهیونگ-/ سوجین&/ جیون×/ هانول@/ سیون¢/...

پارت 73

یوسف محمدی شاعر کرمانشاهی

وقتی برگشتم دیدم ام جعفر روی ایوان نشسته و عباس پایین ایوان ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیستتکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن ذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط