سناریو ساسونارو
نقاب تنهایی
پارت ۴۳
🍥: ساسوکه یکم یواشتر برووووو الدنگگگ
ناروتو همینطور که پشتشو میمالوند به ساسوکه ای که دومتر ازش فاصله داشت و انگار سگ دوش داده بود فوش میداد ساسوکه واستاد و به ناروتو نگاه کرد
💙: ناروتو تو که انقدر سوسول نبودی راه بیا دیگه
🍥: اقا رو نگاه زدی ناکارم کردی الان اعتراضم داری
💙: اولا تو توی هیت بودی و داشتی خوتو بهم میمالوندی انقدر که سفت بهم چنگ زده بودی پوستمو کندی دوما من از اون استفاده نکردم از انگشتام استفاده کردم سوما طوری وانمود نکن که من مشتاق بودم
🍥: عه اینطوریه پس دیگه حق نداری بهم دست بزنی
💙: چی گفتی
🍥: همینه که هست حالا که مشتاق نیستی ازم فاصله بگیر
💙: داری شوخی میکنی دیگه ناروتو مگه نه اگه این شوخیه اصلا خندهدار نیست در جریان باش
🍥: اصلا شوخی نبود
💙: ناروتو داری چی میگی
ساسوکه نزدیک ناروتو شد ولی ناروتو ازش دور شد
🍥: نشنیدی چی گفتم ازم فاصله بگیر وگرنه جیغ میزنم
💙: خب جیغ بزن ما الان تو غاریم کسی قرار نیست صداتو بشنوه کسی هم قرار نیست بیاد کمکت
🍥: ساسوکه نگاه کن اگه بیای جلو دخلتو اوردم
💙: هر کاری میخوای بکن امگا کوچولو
ساسوکه به ناروتو نزدیکتر شد و دستشو انداخت دور کمر ناروتو
🍥: ساسوکه دارم بهت اخطار میدم برو اونور
💙: بیخیال ناروتو ریلکس کن .. درضمن من از امگاهای وحشی خوشم میاد
ساسوکه میخواست ناروتو رو ببوسه که ناروتو لپاشو گاز گرفت
💙: اخخخخخ....ناروتو چه غلطی میکنی
🍥: هه این عاقبت کسیه که به من دست میزنه.... چیشد ساسوکه خان تو که امگای وحشی دوست داشتی به اندازهی کافی خوب نبود
💙: نه ممنون نیازی نیست😑
🍥: حالا خوب شد
💙: راه بیوفت ناروتو بیا بریم
ناروتو دست ساسوکه رو گرفت و سرجاش نگه داشت
💙: باز چیه
🍥: میگم نمیتونم بیام بغلم کن
💙: دیگه چی
🍥: بغلم نمیکنی 🥺 دیگه دوستت ندارم ... قهرم😭
ناروتو مثل بچه های دوساله روشو کرد سمت دیوار و به ساسوکه پشت کرد ساسوکه اروم سعی کرد ناروتو رو برگردونه طرف خودش ولی ناروتو لج کرده بود
💙: باشه باشه ناروتو ببخشید بیا بغلت کنم
ناروتو سریع برگشت طرف ساسوکه
🍥: واقعاااااااا😍
💙: اره
🍥: وای ساسوکه مرسییییی
ساسوکه خم شد و ناروتو رو پرنسسی بغل کرد ناروتو دستاشو دور گردن ساسوکه حلقه کرد تا نیوفته
💙: وای ناروتو همش برای ادم کار جور میکنی
🍥: هیسسس ساکت جفت داشتن هم به این دردا میخوره حالا که الفامی باید همه کار برام بکنی😌
💙: اخ خدااا🙂
*ان سو*
🎀: ناروتوووووو ساسوکهههههه
کیبا: ناروتوووووووو
اینو: ساسوکههههههه
شیکا: ناروتووووووو
چو: ناروتوووووو
نجی: ساسوکهههههههه
تنتن: اینا کجان
🎀: من فکر نمیکردم گم شده باشن ما فکر کردیم پیش شمان
اینو: دقیقا ما هم همین فکر رو کردیم
لی: چطور میخوام پیداشون کنیم اینجا خیلی بزرگه
🎀: نمیدونم
اسوما: پیداشون کردین
اینو: نه
جیرایا: بیان بریم قسمتای پایین تر رو بگردیم
همه: باشه
🍥: خب ساسوکه یه سوال دارم حالا که ما جفتیم تو منو چقدر دوست داری
💙: ناروتو الان وقت اینجور حرفاست
🍥: چرا جواب نمیدی🥺 دوستم نداری مگه نه الکی بهم گفتی سرمو شیره مالوندی😭
💙: ناروتو تو چت شده تو که رفتارات اینطوری نبود
🍥: بحثو نپیچون جوابمو بده
💙: خیلی خیلی زیاد دوستت دارم اندازهی کل دنیا
🍥: نهههههه😭😭
💙: دیگه چیشد
🍥: تو نگفتی اندازهی کل جهان هستییی😭
💙: باشه باشه اندازهی کل جهان هستی دوست دارم
🍥: الان بهتر شد😌
💙: ناروتو میخوای به همه بگیم
🍥: نه الان نه بعدا
💙: باشه هرجور که تو میخوای
🍥: ساسوکه نور نور رسیدیم بیرون
💙: اره انگار
ناروتو از بغل ساسوکه اومد بیرون
🍥: بیا بریم
💙: باشه
ناروتو قبل از اینکه شروع به دوییدن بکنه یه ماچ کوچیک روی لب ساسوکه گذاشت
🍥: حالا بیا بریم😄
💙: هه ناروتو😏
اونا اومدن بیرون از قضا بقیه هم بیرون بودن
🎀: بچههاااااا
و ساکورا ناروتو و ساسوکه رو بغل کرد
اینو: ما خیلی نگران بودیم شما کجا بودید
💙: قضیش طولانیه
اسوما: حالا که همه اینجا به راه مون ادامه میدیم
همه: چشم
و همه حرکتشون رو آغاز کردن
_________________________________________
پایان😄
بخدا که خسته شدم تو یه روز ۵ تا پارت دادم😁
پارت ۴۳
🍥: ساسوکه یکم یواشتر برووووو الدنگگگ
ناروتو همینطور که پشتشو میمالوند به ساسوکه ای که دومتر ازش فاصله داشت و انگار سگ دوش داده بود فوش میداد ساسوکه واستاد و به ناروتو نگاه کرد
💙: ناروتو تو که انقدر سوسول نبودی راه بیا دیگه
🍥: اقا رو نگاه زدی ناکارم کردی الان اعتراضم داری
💙: اولا تو توی هیت بودی و داشتی خوتو بهم میمالوندی انقدر که سفت بهم چنگ زده بودی پوستمو کندی دوما من از اون استفاده نکردم از انگشتام استفاده کردم سوما طوری وانمود نکن که من مشتاق بودم
🍥: عه اینطوریه پس دیگه حق نداری بهم دست بزنی
💙: چی گفتی
🍥: همینه که هست حالا که مشتاق نیستی ازم فاصله بگیر
💙: داری شوخی میکنی دیگه ناروتو مگه نه اگه این شوخیه اصلا خندهدار نیست در جریان باش
🍥: اصلا شوخی نبود
💙: ناروتو داری چی میگی
ساسوکه نزدیک ناروتو شد ولی ناروتو ازش دور شد
🍥: نشنیدی چی گفتم ازم فاصله بگیر وگرنه جیغ میزنم
💙: خب جیغ بزن ما الان تو غاریم کسی قرار نیست صداتو بشنوه کسی هم قرار نیست بیاد کمکت
🍥: ساسوکه نگاه کن اگه بیای جلو دخلتو اوردم
💙: هر کاری میخوای بکن امگا کوچولو
ساسوکه به ناروتو نزدیکتر شد و دستشو انداخت دور کمر ناروتو
🍥: ساسوکه دارم بهت اخطار میدم برو اونور
💙: بیخیال ناروتو ریلکس کن .. درضمن من از امگاهای وحشی خوشم میاد
ساسوکه میخواست ناروتو رو ببوسه که ناروتو لپاشو گاز گرفت
💙: اخخخخخ....ناروتو چه غلطی میکنی
🍥: هه این عاقبت کسیه که به من دست میزنه.... چیشد ساسوکه خان تو که امگای وحشی دوست داشتی به اندازهی کافی خوب نبود
💙: نه ممنون نیازی نیست😑
🍥: حالا خوب شد
💙: راه بیوفت ناروتو بیا بریم
ناروتو دست ساسوکه رو گرفت و سرجاش نگه داشت
💙: باز چیه
🍥: میگم نمیتونم بیام بغلم کن
💙: دیگه چی
🍥: بغلم نمیکنی 🥺 دیگه دوستت ندارم ... قهرم😭
ناروتو مثل بچه های دوساله روشو کرد سمت دیوار و به ساسوکه پشت کرد ساسوکه اروم سعی کرد ناروتو رو برگردونه طرف خودش ولی ناروتو لج کرده بود
💙: باشه باشه ناروتو ببخشید بیا بغلت کنم
ناروتو سریع برگشت طرف ساسوکه
🍥: واقعاااااااا😍
💙: اره
🍥: وای ساسوکه مرسییییی
ساسوکه خم شد و ناروتو رو پرنسسی بغل کرد ناروتو دستاشو دور گردن ساسوکه حلقه کرد تا نیوفته
💙: وای ناروتو همش برای ادم کار جور میکنی
🍥: هیسسس ساکت جفت داشتن هم به این دردا میخوره حالا که الفامی باید همه کار برام بکنی😌
💙: اخ خدااا🙂
*ان سو*
🎀: ناروتوووووو ساسوکهههههه
کیبا: ناروتوووووووو
اینو: ساسوکههههههه
شیکا: ناروتووووووو
چو: ناروتوووووو
نجی: ساسوکهههههههه
تنتن: اینا کجان
🎀: من فکر نمیکردم گم شده باشن ما فکر کردیم پیش شمان
اینو: دقیقا ما هم همین فکر رو کردیم
لی: چطور میخوام پیداشون کنیم اینجا خیلی بزرگه
🎀: نمیدونم
اسوما: پیداشون کردین
اینو: نه
جیرایا: بیان بریم قسمتای پایین تر رو بگردیم
همه: باشه
🍥: خب ساسوکه یه سوال دارم حالا که ما جفتیم تو منو چقدر دوست داری
💙: ناروتو الان وقت اینجور حرفاست
🍥: چرا جواب نمیدی🥺 دوستم نداری مگه نه الکی بهم گفتی سرمو شیره مالوندی😭
💙: ناروتو تو چت شده تو که رفتارات اینطوری نبود
🍥: بحثو نپیچون جوابمو بده
💙: خیلی خیلی زیاد دوستت دارم اندازهی کل دنیا
🍥: نهههههه😭😭
💙: دیگه چیشد
🍥: تو نگفتی اندازهی کل جهان هستییی😭
💙: باشه باشه اندازهی کل جهان هستی دوست دارم
🍥: الان بهتر شد😌
💙: ناروتو میخوای به همه بگیم
🍥: نه الان نه بعدا
💙: باشه هرجور که تو میخوای
🍥: ساسوکه نور نور رسیدیم بیرون
💙: اره انگار
ناروتو از بغل ساسوکه اومد بیرون
🍥: بیا بریم
💙: باشه
ناروتو قبل از اینکه شروع به دوییدن بکنه یه ماچ کوچیک روی لب ساسوکه گذاشت
🍥: حالا بیا بریم😄
💙: هه ناروتو😏
اونا اومدن بیرون از قضا بقیه هم بیرون بودن
🎀: بچههاااااا
و ساکورا ناروتو و ساسوکه رو بغل کرد
اینو: ما خیلی نگران بودیم شما کجا بودید
💙: قضیش طولانیه
اسوما: حالا که همه اینجا به راه مون ادامه میدیم
همه: چشم
و همه حرکتشون رو آغاز کردن
_________________________________________
پایان😄
بخدا که خسته شدم تو یه روز ۵ تا پارت دادم😁
- ۲.۶k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط