{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قهوه های مانده در

قهوه های مانده در
جواب فالهای من
دستهای خشک ِ زیر چانه ام

میزها که یاد خنده ی تو را
به روی دست‌هایشان گرفته اند

کافه های نئشه از
مخدر غلیظ انتظار
ساعتی که
چشمهای خسته ی مرا
فشرده بین دستهای
لاغر دو عقربه

قصه ی نبودن تو را
مرور می کنند!


#عاشقانه #دلتنگی #خاص #دلنوشته #شعر #ادبیات #شعر کوتاه
#ستایش_قلب_سربی
دیدگاه ها (۰)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۵ صبح آرامی بود. نو...

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

خانم ! اجازه هست که در قصّه ای جدیدتصمیمتان عوض شود و عاشقم ...

خانم ! اجازه هست که در قصّه ای جدیدتصمیمتان عوض شود و عاشقم ...

خانم ! اجازه هست که در قصّه ای جدیدتصمیمتان عوض شود و عاشقم ...

ساحلِ چشمان ِتو وقتی که طوفانی شودگونه های سرخِ توچون سیبِ ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط