فیک سریع تر . p6

_رایلی چقدر هوا داری؟؟(جدی)
یوری که هنوز توی شوک اتفاقی که برای مایک دوست جدیدشون رخ داده بود ، بود ؛ همون‌طور که داشت جلوی خونریزیه برادرشو میگیرفت گریه هم میکرد, باورش نمیشه سول چو دستاشو از دست داده😓داداشش...فقط نمی‌خواست کسه دیگه ای رو از دست بده.
∆ ۱۴ (با تعجب)
#عیبی نداره فقط باید یجوری ازینجا بزنیم بیرون
_ هیونگ ، تو گفتی هیچی اینجا نیس(با بغض و عصبانیت)
#م..من نمی‌دونم..اصن هیچی اینجا نبود ....واایی اخخخ ه..هی یوری گریه نکن من حالم خوبه...خب راه خروجیه دوم که تحت محاصره است ، راه اول هم که خیلی دوره ب..باید ...هوف
+فین🤧😪 من...وقتی داشتیم اتاقارو بررسی میکردیم یه کانال پیدا کردم، یعنی م..میگم شاید بتونیم از اونجا بزنیم بیرون
∆ من نمیخوام غرق شم😥( توی بقیه ی داستان همیشه میگن : منم باید برم پیش عشقم بعد توی داستانه من🥸📿)
_ اما رایلی هواش داره تموم میشه تازه ما هنوز نمی‌دونیم که چند تا کوسه اینجا هس...و، هیونگ...اون آسیب دیده عمرا بتونیم به موقع برسیم به ....سطح آب
# من ...من زخمی شدم و..و اونا خون دوست دارن و الان هم تا بدستش نیارن ول کن نیستن...یعنی میگم
+ نه نه نه نههههه اصلا اوپا نمیشههععع حاظرم توی این کشتی بمیرم ولی‌ تورو از دست ندم(با گریه)
_ ا..این(با بغض)
∆ ما میمیریمممم😭
# هی هی بچه ها مجبوریم ، جونگ کوک دخترا و میسپارم بهت ، مثل جونت حواست بهشون باشه بهم قول بده
- نه نه من من نمیتو..
#میتونییی بهم قول بدععع(با داد)( بچه ها اینا یه چیزی داخل ماسکشونه که میتونن با هم حرف بزنن)
_ ق..قول میدم حواسم بهشون باشه
+ 😳 ن..نه عمرا بزارم نمیشههههههه تو دیگه منو تنها نزارر
# یوری...یوری بهم نگاه کن....یوریی..بابت امروز صبح ببخشید و اینکه بدون من همیشه دوستت دارم و خواهم داشت ( دستاشو میبوسه و بغلش می‌کنه) من...دارم به قولی که به بابا دادم عمل میکنم🥲 محافظت از تو ( پدر مادرشون توی آتیش سوختن)
+ من من دوست دارم( محکم همو بغل می‌کنه)😭😭😭
#و..رایلی من دلم نمیخواد وقتی که یه کوسه منو میخوره زنده باشم( لبخند تلخ) من هوامو بهت میدم فقط باید سریع عمل کنی
∆ من..ممنونم و متاسفم😓
#(لبخند تلخ) کوسه ها نمیتونن به عقب برن(از خودم درمیارم شاید هم واقعی باشع 😂) میتونید منو بعنوان یه طعمه بزارید وقتی به اینجا اومد سریع فرار کنید و اونو اینجا گیر بندازید 🥲 دوستون دارم بهم قول بدین خودتونو از این کشتیه کوفتی بیرون ببرید🫳🏼
_ خیلی مردی هیونگ😪(همشون همو بغل میکنن)
#اخخ خب دیگه داره فیلم هندی میشه عجله کنید ..این کپسول من ، زود باش..(نفسای آخرشه بدبخ کلی خون و هوا ازش رفت)
∆ممنونم😓
+ 😭😭😭😭😭😭😭😭
_🥺 بیا یوری ما بهش قول دادیم ،‌بهتره فداکاریشو بی جواب نذاریم(+با سر تایید می...ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

پارت چهار سونیا: میدونستی نامجون مافیا هست( پوز خند)یوری: چ....

عشقی حقیقی

*🐥: ممنونم بابت تبریک‌های تولدم. 💜🐥: بینایی‌ام ضعیف‌تر شده. ...

[۲۰:۱۲ تا ۲۰:۱۶ به وقت کره]🦙: استی، سلام!استی: غذا خوردم~!!!...

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

《بر فراز ابرهای سرنوشت》پارت ²°ویو یوکی°•اینبار تصمیم گرفتم ب...

فیک قلدر مدرسه(part 14)ویو یونگی:داشتم با کانگ و جونگکوک توی...

اهنگ پست دوم جانگ کوکترجمه اهنگترجمه متن آهنگ بیا توی خیابون...

دختر بابایی پارت پونزده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط