‏با نفسش دست‌هایش را گرم میکرد

‏با نفسش دست‌هایش را گرم میکرد
شروع کردم به عکس گرفتن
گفت دستای من یخ‌زده تو داری عکس میگیری؟
به جای اینکه عکس بگیری بیا کمکم کن
گفتم چشم
تا خواستم کمکش کنم خندید و گفت شوخی کردم.
امروز تو کمکم کنی فردا و پس فردا کی کمکم کنه. عکس بگیر شاید صدای ما جایی برسه/ #کولبرها در زمستان سخت و وحشتناک کوه‌های زاگرس این‌گونه کار می‌کنند.
نه بیمه هستند نه خبری از پول آنچنانی هست. آینده ای در کار نیست. این‌جاست که باید گفت لعنت بر این زندگی ..
دیدگاه ها (۸)

**(پارت ۱۱ - شروع طوفانیِ جدید: بازیِ شکنجه و خونسردی)**با ص...

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

پارت ۵ | غریبه‌ی آشناآراد آرام از پله‌ها بالا رفت.هلیا پشت س...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "45" "ویو پارک آنجلینا" ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.9 (روایت از زبان ا...

𝑴𝒀 𝑺𝑨𝑽𝑰𝑶𝑼𝑹P⁵جمعه شب ، سولین دقیقاً سر ساعت هشت زنگ در رو زد....

پارت: 14 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین نگاهم کرد. می‌دونستم ک...

One

[•] عــــمارت★عشقـــ[•] Part number 28"شاید..."+«یعنی امکان ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 22عمارت مینهو ـ ساعت ۱۱ شبلونا هنوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط