نشستم به در نگاه میکنم

نشستم به در نگاه میکنم
یکی ادامشو بگه دیگ
حیف الان ساعت 3 نصف شبه یا صبحه حالا هرچی همهه خوابن و نمیتونم بخندم🥲
دیدگاه ها (۵)

بفرمایید صبحونه‌ ی مفصل من، از ساعت ۵ صبح بیدارم و تا الان ک...

... ._ از درد به خودت میپیچی و برای جلوی اشکاتو گرفتن با دست...

#عشق در نگاه او part 5 ویو سالی@داشتیم با سوزا خوراکی می خود...

خدا رو شکر یمنی‌ها بینشون کسی رو ندارن که وسط جنگ بگه: تا هم...

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

خواستم بگم ۵ روز دیگه سالگرد سولیه

سلام سلام دوستانمنممم بالاخره خیلی وقته نبودم و خب دلیل نبود...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖+همه خوردن رفتن هرکس ی جایی رفت منم پاشدم رفتم‌توی حیات...

ترکم نکن

پارت بیست و سومولی جونگکوک اونجا نبود تهیونگ با خودش گفت شای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط