پارت بیست و سوم

پارت بیست و سوم

پارت بیست و سوم
ولی جونگکوک اونجا نبود تهیونگ با خودش گفت شاید رفته چیزی بخره ولی اینطور نبود

بیست مین بعد تهیونگ همجا رفته بود ولی جونگکوک نبود

تهیونگ خیلی نگران بود

فلش بک به یه ساعت پیش


ویو جک: امروز باید برم پاریس برای یه معموریت جدید

همینطوری داشتم دور و اطراف نگاه میکردم چشمم خورد به یه پسر که خیلی شبیه جونگکوک بود اول فک کردن اشتباه دیدم ولی خودش بود

اون اون چطوری هنوز زندست تهیونگ برام عکسش فرستاده نکنه حدسم درست بوده و جونگکوک و تهیونگ باهمن

هرچی بیشتر فک میکنم بیشتر میبینم با عقل جور در میاد

جک: خوب الان باید چیکار کنم ؟
بهتره جونگکوک با خودم ببرم و بعدشم تهیونگ. گیر بندازم از هردوتاشون انتقام بگیرم

جک جونگکوک با خودش برد به جایی که توش کار می‌کرد و بعد از چند ساعت برای تهیونگ پیامی ارسال کرد

پیام
جونگکوک پیش منه اگه میخوای زنده بمونه بهتره به این آدرس بیای ............( یه چیزی خودتون فرض کنین)
و حتما تنها باش
دیدگاه ها (۱۵)

پارت ۱۸ — «چالش عجیب»جونگکوک جعبه رو جلو کشید و یه کاغذ دیگه...

تک‌پارتی تهکوک | «شریک من، بادیگارد من؟»مدیر امنیتی پرونده ر...

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

پارت پنجمبعد از مدرسه جونگکوک: خدافظ جیمین مراقب خودت باش جی...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P27تهیونگ: اووو آ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 56نعره میکشید و بهش ...

پارت ۲۲

گل خونی پارت 51تهیونگ سری رفت سمت جونگکوک که ببینه حالش خوبع...

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖اِریا چند ثانیه به عکس خیره موند.ـ «ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط