{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز لاک زده بودم و چارچنگولی نشسته بودم تا لاکام خشک شه

امروز لاک زده بودم و چارچنگولی نشسته بودم تا لاکام خشک شه که همسرم از تو سالن صدام کرد، منکه نمیتونستم تکون بخورم گفتم: دستم بنده، چند دیقه دیگه میام
گفت: چکار میکنی که دستت بنده؟
جواب دادم: لاکیدم....
یهو همسرم گفت: باز تو رفتی تو ویسگون؟!....
منو میگی ترکیدم از خنده.....
.
.
.
من:-D
لاک خشک نشده:-D
ویسگون خاموش:-D
دوستای منتظر لاک:-D ببخشید لایک!!!!
دیدگاه ها (۹)

پارت جدید..میگذرد..

رمان تهیونگ

KIM V

رمان اسیر خان پارت یازدهم ۱۱

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7۹از اتاق خارج شدن ک...

ددی مافیاپارت ۲________________________🌜🌕🌛__________________...

سناریو درخواستی²از اعضاس،وقتی ا.ت مست کرده،یادشه وه دوست پسر...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط