ناگهان آیینه #حیران شد، #گمان کردم تویی

ناگهان آیینه #حیران شد، #گمان کردم تویی
ماه پشت ابر #پنهان شد، گمان کردم تویی
ردّ پایی تازه از #پشت صنوبرها گذشت...
چشم آهوها #هراسان شد، گمان کردم تویی
دیدگاه ها (۱)

وقتی گرگینه بود📎(درخواستی)پارت ۲یکهو حس کردم صدای پشه ها و ح...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p88چشم‌های مشکی جیمین رو دید.نفسش آروم‌ت...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

چند پارتی

Enemys Embrsce [ part ۲۶ ]

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²¹هیچ‌کس درون دیگری را نمی‌شناسد، ما فقط لباس‌ه...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴³ویو: جونگ‌کوکماشین جلوی بیمارستا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دلم خون است و کس از حالِ این دل باخبر...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰³بعد دستاشو روی پهلوهام گذاشت و منو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط