وقتی گرگینه بود📎
وقتی گرگینه بود📎
(درخواستی)
پارت ۲
یکهو حس کردم صدای پشه ها و حشرات جنگل قطع شده...جنگل ساکت شد
+جویونگ؟
_هوم؟
+بیا برگردیم
اونم با بی خیالی شونه بالا انداخت
_دویونگ اگر به تو بود الان زیر پتو نشسته بودی و حتی فیلم ترسناک هم نمینمیدیدی
+ههه(خنده مسخره کننده)خیلی بامزه ای...فقط میگم مراقب باش
نور چراغ قوه جویونگ کم کم داشت کمرنگ میشد..باتریش داشت تموم میشد
و از اون نور باقی مونده استفاده میکردیم که جلوی پامون رو ببینیم
+ج..جویونگ؟؟؟
_چیه؟؟
به چراغ قوه ای که نورشو رو زمین انداخته بود اشاره کردم
رد پای بزرگی روی زمین بود
رد پایی که متعلق به هیچ گرگی نبود
یکدفعه صدای شکستن شاخه از پشت سرمون اومد
اینبار حتی جویونگ هم نخندید...
+جویونگ باید برگردیم...فورا
_....
قفل کرده بود واقعا مغزش نمیتونست هضم کنه الان ما وسط چه بل بشویی هستیم
که ناگهان
صدای غرش سنگینی از پشت سرمون اومد
هردو برگشتیم
یه موجود قد بلند...با هیکل درشت..داشت به سمتمون قدم برمیداشت...
ادامه دارد....
حمایت کنید قربونتون برم 📎
(درخواستی)
پارت ۲
یکهو حس کردم صدای پشه ها و حشرات جنگل قطع شده...جنگل ساکت شد
+جویونگ؟
_هوم؟
+بیا برگردیم
اونم با بی خیالی شونه بالا انداخت
_دویونگ اگر به تو بود الان زیر پتو نشسته بودی و حتی فیلم ترسناک هم نمینمیدیدی
+ههه(خنده مسخره کننده)خیلی بامزه ای...فقط میگم مراقب باش
نور چراغ قوه جویونگ کم کم داشت کمرنگ میشد..باتریش داشت تموم میشد
و از اون نور باقی مونده استفاده میکردیم که جلوی پامون رو ببینیم
+ج..جویونگ؟؟؟
_چیه؟؟
به چراغ قوه ای که نورشو رو زمین انداخته بود اشاره کردم
رد پای بزرگی روی زمین بود
رد پایی که متعلق به هیچ گرگی نبود
یکدفعه صدای شکستن شاخه از پشت سرمون اومد
اینبار حتی جویونگ هم نخندید...
+جویونگ باید برگردیم...فورا
_....
قفل کرده بود واقعا مغزش نمیتونست هضم کنه الان ما وسط چه بل بشویی هستیم
که ناگهان
صدای غرش سنگینی از پشت سرمون اومد
هردو برگشتیم
یه موجود قد بلند...با هیکل درشت..داشت به سمتمون قدم برمیداشت...
ادامه دارد....
حمایت کنید قربونتون برم 📎
- ۱.۲k
- ۲۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط