ماه ابی

ماه ابی
پارت۲۷
‌
ویو لنو:
صدای هنگ زیاد کردم تا یک ساعت فقط وسط خونه داشتم میرقصیدم به خودم اومدم دیدم کوک داره نگام میکنه
+اهم .. چیه ادم ندیدی؟
رفتم اهنگ قطع کردم
- خوبه که یه ارمی هسی
+صحی
یه چیزی درست کردم و خوردیم
- راستی واسه فردا باید بیای کمپانی چون به من گفتن زنت و بیار توی اعضا قراره با۸نفر دیبو کنیم(دیبو بود دیه نه؟)
انقد ذوق کردم که دوست داشتم جیغ بزنم ولی به روم نیوردم
+حله
ساعت ۵ غروب:
+بریم یه دور بزنیم؟
-هوم اره
بالامون نمایان شد و رفتیم داخل جنگل لب همون صخره
+میگم صخره یکم تکراری نشده؟
-ما اینجا کلی خاطره داریم
+هوم حق با توعه ولی بیا بریم دریاچه ته جنگل
-هوم بریم
لب دریاچه:
کوک داشت از پایین دریاچه پرواز میکرد یکم کج شد و بالش فرو برد توی دریاچه و ابای دریاچه به سمتم پاچید از سر تا پا خیس شدم
+کوککک(داد)
- ها چیه انتظار نداری که با اموالم هرکاری نکنم؟
+ خب بدم میاددد
-مهم نیست مهم اینه که من خوشم میاد
روی هوا معلق بودیم ینی روی هوا بال میزدیم و این باعث شده بود روی هوا ثابت بمونیم کوک بال زد و اومد سمتم
+ها چی میخای؟
لباش روی لبام گذاشت و شروع کرد به مک زدنای اروم یکم تعجب کردم اما وقتی دیدم چشاش بستست و با لذت مک میزنه دلم نیومد این بوسه رو خرابش کنم و همراهیش کردم منم کم کم چشام بسته شد بد چن مین نفس کم اوردیم و از هم جدا شدیم
-دلم براشون تنگ شده بود
+هوم منم
رفتم توی بغلش که بغلم کرد
-دوست دارم
+همچنین
شب شده بود برگشتیم خونه دیدیم اعضا نشستن رو مبل
ته:راستش دیشب خیلی حال داد گفتیم امشبم بمونیم خونتون
- عی کوفتتتت من تورو بگیرم قیمه قیمت میکنم
داشتن توی خونه دنبال هم میکردم منو اعضا میخندیدم بد نیم ساعت دنبال هم کردن خسته شدن و نشستن
-ولی خودتو مرده فرض کن تهیونگ شی
ته:حله
- خیلی پرویی
ته:میدونم(کصخندمه)
هوپی:راستی لنو به بی تی اس خش اومدی
نامی:راست میگه
جین:حق با هوپی هندسامه عه نه وایسا من هندسامم اره
جیمین:همین که هوپی گفت
ته:هرچی گفتن راسته خش اومدیی
- خیلی داری حق مینوازین
جین:میدونیمم
+ممنونم از همتون اما من توی امریکا رپرم نمیتونم فنامو ول کنم
جین:خب میتونی اونجام باشی کمپانی قبول کرده
+عالیه اصن
منو اعضا دور تادور نامی نشسته بودیم و بهش زل زده بودیم با چشمای خابالود خوده نامی خابیده بود خروپفش خونرو برداشته بود نمیتونستیم بخابیم
ساعت۳:۰۰:
من رو شکم کوک خابم برده بود کوک هم رو شکم ته و اعضا هم رو شکم هم
صب ساعت۷:۰۰:
اعضا بیدار کردم اما یونگی بیدار نشد دیگه دلم نیومد بیدارش کنم رفتم سر میز صبونه نشستم
جین:یونگی کو؟
+بیدار نشد
جین:وایسین الان میام
پارچ ابی که وسط میز بودو برداشت و رفت پیش یونگی ریخت رو سرش یونگی یهو بیدار شد یه نگاه عصبانیم به جین کرد
جین:من توهمم بیب من اصن اینجا نیستم
یونگی:الان بت میگم وایسا
(نکته:بچه ها همه تو حال خابیده بودن روی زمین)
انقد دنبال هم کردن که خسته شدن اومدن سر میز یه نگاهی به جین کرد
یونگی:من انتقامم میگیرم وایسا
جین:بگیر ببینم چطوری میگیری
‌
ادامش پارت بد-
دیدگاه ها (۴)

#عشق_بعد_نفرتپارت 11"سه ساعت بعد" کوک: من دیگه نمیتونم پوففف...

وقتی دانشجو بودم، توی خونه یه قانون داشتیم. هر جا دعوت می‌شد...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

پارت نهیون: جیغغغغغغغیونگی: مرگ عوضی دهنتو ببند یون: تو توی ...

رمان :{تا وقتی که عاشقت شدم }

Pat:7اسم: عاشق چشماش شدما.ت . توی راه گوشیم زنگ خورد. اصلا س...

چندپارتی

پارت ۴۲

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

اگر از رمان خوشتون نمیاد کافیه فقط بگین😐😐پارت دولونا: چرا آخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط