وقتی دانشجو بودم، توی خونه یه قانون داشتیم. هر جا دعوت می
وقتی دانشجو بودم، توی خونه یه قانون داشتیم. هر جا دعوت میشدم، با پدر و مادرم سر ساعت برگشتنم توافق میکردم. اسم و فامیل، آدرس و شماره تلفن میزبان رو روی کاغذ مینوشتم، میذاشتم توی پاکت، میبستمش و روی میز آشپزخونه میذاشتم.
وقتی دانشجو بودم، توی خونه یه قانون داشتیم. هر جا دعوت میشدم، با پدر و مادرم سر ساعت برگشتنم توافق میکردم. اسم و فامیل، آدرس و شماره تلفن میزبان رو روی کاغذ مینوشتم، میذاشتم توی پاکت، میبستمش و روی میز آشپزخونه میذاشتم. پشت پاکت هم ساعت توافقشده رو مینوشتم که اگه تا اون ساعت برنگشتم، بازش کنن و بدونن کجام.
این قانون رو دوست داشتم. هیچ پاکتی هیچ وقت باز نشد.
🆔 💯
وقتی دانشجو بودم، توی خونه یه قانون داشتیم. هر جا دعوت میشدم، با پدر و مادرم سر ساعت برگشتنم توافق میکردم. اسم و فامیل، آدرس و شماره تلفن میزبان رو روی کاغذ مینوشتم، میذاشتم توی پاکت، میبستمش و روی میز آشپزخونه میذاشتم. پشت پاکت هم ساعت توافقشده رو مینوشتم که اگه تا اون ساعت برنگشتم، بازش کنن و بدونن کجام.
این قانون رو دوست داشتم. هیچ پاکتی هیچ وقت باز نشد.
🆔 💯
- ۳۱۴
- ۰۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط