💜💜

💜💜
تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسیرت شد سوگند به شب نمیدانم
تو فکر خواب گل‌هایي که یک شب باد ویران کرد
و من خواب تو را میبینم و لبخند پنهانم
تو مثل لحظه‌اي هستی که باران تازه می گیرد
و من مرغی که از عشقت فقط بی‌تاب و حیرانم
تمام آرزوهایم زمانی سبز می گردد
که تو یک شب بگویی دوستم داری تو میدانم

#تنهایی
دیدگاه ها (۲۳)

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹⁰ویو کوکتهونگ بعد از چن...

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم...

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم.. چگونه دل اسیرت شد قسم ب...

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانمچگونه دل اسیرت شد قسم به ش...

تو مثل راز پاییزی,ومن رنگ زمستانمچگونه دل اسیرت شد سوگند به ...

تو مثل راز #پاییزی و من رنگ زمستانم 🍂🌺چگونه دل اسیرت شد قسم ...

🍁🍃تو مثل راز پاییزی و من🍃🍁رنگ زمستانم🍁🍃چگونه دل اسیرت شد🍃🍁سو...

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانمچگونه دل اسیرت شد قسم به ش...

تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیردو من مرغی که از عشق...

تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیردو من مرغی که از عشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط