{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدم داری از دور قدم میزنی

دیدم داری از دور قدم میزنی
کنارت یکی هست که من نیستم
تو اونقدر مهو نگاشی و من
میریزه دلم مات می ایستم
تا میپیچه دستاشو دور تنت
یه جور بدی گیج میره سرم
نگات میکنه با یه حال عجیب
میخواد پاره شه این رگ گردنم
میخوام رد شم آهسته از پیشتون
میترسم که شرمنده شی پیش من
نیاری به روت و بخندی فقط
با چشمات بگی خواهشا حرف نزن
حرف نزن هیییییییی هایییییییییی
من عادت ندارم به این حال بد
چیکار کردی بامن که من این شدم
خجالت نکش خوب نگام کن ببین
که بعد از تو من پیر و غمگین شدم
دیگه تا ابد این حوالی منو
نمیبینی بگیر راحت دستشو
نیاد اون روزی که بیای پیشم و
بگی دل برید و ازت خسته شد
دیدگاه ها (۹)

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_18ویو میراچند روز بعداز س...

KIM V

خب دیگه گشادی رو بزاریم کنار بریم بنویسیم پارت رو یادم نمیاد...

Part ³~یونگی به خوبی میدونست با این کارا دخترکش غش و ضعف می...

Novel panleo ♡ #part⁶¹ ♡『 paniz 』نگاهی به آینه‌‌ی آسانسور کر...

part 12ویو نیک ماریا:هعی بیدار نمیشی بری شرکت نیک:یکم دیگه ب...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p10رفتم حموم.شاید...

فیک کوک فصل ²پارت ⁷ویو ا.ت داشتم برای آخرین بار لباسمو مرتب ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹²_بخش دوم_همراه دو پسر راهی جمع کوچکشان گوشه س...

You are paying back karma پارت²²با صدایی که از پشت سرش اومد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط