تا قیامت به خدا گردن من حق دارد

تا قیامت به خدا گردن من حق دارد
آن کسی را که سر کوی تو بیمارم کرد

سایه ی لطف خودت را ز سرم کم نکنی
برکت سایه ی تو لایق دربارم کرد

بی نگاه تو غریبیم غریب الغربا
دیدگاه ها (۴)

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۶۰ | پایانچراغ‌ها دوباره روشن شدن...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

🌼 یکی از آقایان که نمی‌دانم الان مرحوم شده اند یا در قید حیا...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

«پشت نیمکت آخر»پارت ۳زنگ تفریح خورد.جون‌کوک هنوز سر جاش نشست...

دختر و پارتی

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط