پارت۱۲

پوزخند زدم...
_تاکی میخوای به زور نگهم داری؟ بلاخره که میرم
داد زد
+تو حق نداری بری فهمیدی؟
بدون هیچ حرفی بهش خیره شدم.. اشک تو چشام حلقه زد
+تو داری اینده منو تباه میکنی... یعنی کردیا ولی نمیزاری الانم جبرانش کنم.. من ادم نیستم؟ این همههه دختر این همه ادم... برو سراغ یکی دیگه دست از سر من وردار برو یکی دیگرو اسیر کن
+اینده میخوای؟
دادزدم
+ارررهههه اینده میخوامممم.. میخوام زندگی کنممم
لباشو جمع کرد
+با یه پیشنهاد خوب کاری چطوری؟
چشمامو گرد کردم و عصبی خندیدم...
+ببین داری منو عصبی میکنی... واضح گفتم میخوام برم... میخوام برم پیش خونوادم اگه بخوای بازم جلومو بگیری به پلیس خبر میدم
زد زیر خنده
+پلیس؟ منو از چی میترسونی بچه... واسه هرکی میگی واسه من یکی دیگه نگو... فکر کردی نمیدونم تو هیچ خونواده ای نداری؟
بدون هیچ حرفی بهش زل زدم
_تو...تو از کجا میدونی؟
بهم نزدیکتر شد و اروم دم گوشم گفت
+بنظرت یه پدر واقعی رو دختر خودش قمار میکنه اونم با یکی مثل من؟ یا اجازه میده دخترش از صبح تا شب از هزار نفر دستور بگیره و کار کنه بخاطر اینکه خرجشو بده؟
من اینارو خوب میدونم
یکم عقبتر رفت
+حالام میتونی بری... هرطور خودت دوست داری دیگه جلوتو نمیگیرم...
و از کنارم رد شد و راه افتاد سمت خونه
برگشتم سمتش
_پیشنهاد کاریت چیه؟
بدون اینکه برگرده سمتم گفت:
+باید ببینم توی کمپانی جای خالی هست یانه
و رفت داخل
چشمام چهارتا شد... کمپانی؟ درست شنیدم؟
یعنی منم میتونم میکاپ ارتیست یا طراح لباس شم؟
یعنی منم قراره معروف شم؟ اونطور دیگه لازم نیست منت اون پیر خرفتو بکشم که جای خواب بهم بده...
دوییدم سمت خونه و کفشامو تو هوا پرت کردم
#صدای_تو
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲ مکنه لاین

دازای:برام بیشتر توضیح بده آکوتاگاوا:چیز زیادی درباره ی اون ...

گل خونی پارت 47تهیونگ وارد شود جیمین با سرعت رفت پیشش # به ج...

[•] عــــمارت★عشقـــ[•] Part number 28"شاید..."+«یعنی امکان ...

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

رقص مرگ و عشقp¹⁰دستشو آروم برداشت_برو...بیرون+عامم خبدوباره ...

#سناریو_درخواستی( اعضا مافیان و ات رو گروگان گرفتن و خیلی ری...

سناریو ساکورا هاروکابسم الله الرحمن الرحیم این داستان: آموزش...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part38اومد جلو و بقلم کرد ولی پس زدمشسعید:چرا...

پارت ۲۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط