#صدای_تو
#Eve
#p46
#p59
#p61
#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی #تکست #استوری #دلنوشت#زیبا #خاص #حر...
“باز هم گوشی رو برداشتم.یک لحظه ته دلم گفتم شاید این بار...ش...
بلاخره عروس و داماد وارد سالن شدننگاه همه مهمونا به سمتمون ج...
مطمنم دیگه هیچ ارزویی نداری_منخیلی ارزوها دارم هنوزجیمین زد...
_اگه ازش خوب مراقبت کنی اجازه میدم وقتی بزرگ شد با دخترت قرا...
سرمو به نشونه تاسف تکون دادم_پدری که اینقد بی ادب باشه بچه ش...
من مطمئنم جیمین یه چیزی میدونسته به من نگفته...جیمین به سقف ...
بفرسته.......بچگونه دیگه......فقط زودتر......و گوشیو قطع کرد...
خودمو ازش جدا کردم و سرشو اوردم بالا و اشکاشو با استینم پاک ...
اشکام نمیذاشتن ببینمش..._من دیگه میرم...و از کنارش رد شدم......
من ده قلو میخوام فهمیدییییی؟پشت چشمی براش نازک کردم و با سور...
لبخند زدم و دستمو کشیدم رو شکمم...اگه قولمیدی شبیه بابات شی...
_دیوونه شدی؟+اره دیوونه شدمممم_میگم...میشه یکم از اون شیرینی...
رفتم توی به کوچه و نشستم زمیندستمو روی قلبم گذاشتم...هنوز ح...
_شب چخبره؟!+کم سوال بپرس دخترخندیدم_خب بگو دیگههههه+نمیگمارو...
بدون اینکه منتظر حرفی بمونم ازش رفتم تو اتاق و رو تختیو قبل ...
دوستدارم...💜دستمو روی قلبم گذاشتم...حسمیکردم دارم خواب میب...
سرمو بالا اوردم با دیدن یونا که روبهروم وایساده بود صورتم ا...
برای بار اول بد نیستخورد تو ذوقم..._یعنی چی این حرفت؟!از جاش...
بریم عسلم؟!شوکه شدم...به سوجون نگاه کردم..لبخند روی لبش محو...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین