📚برشی از کتاب

📚برشی از کتاب

توو این همه سال که به نقش و نقاشی مشغول بودم یاد گرفتم که میشه دنیا را با همه‌ی حقیقتش جدی نگرفت.
میشه غرق خیالات شد و به پس و پیش دنیا هیچ اهمیتی نداد. حتی میشه به خیالات رنگ واقعیت داد و با اون‌ها زندگی کرد.
برای همین از خیلی وقت پیش دیگه هیچی رو جدی نمی‌گیرم که اینجوری نه ترسی از آینده داری نه حسرتی برای گذشته...

📕اثر:#نام من سرخ
✍🏻نویسنده:#اورهان_پاموک

#diyare_kurd
#Book
دیدگاه ها (۰)

صدای محکم بسته شدن در ماشینی از پایین رشته فکراش رو پاره پار...

توو این همه سال که به نقش و نقاشی مشغول بودمیاد گرفتم که می‌...

به وقت نقاشی روی شیشه

توو این همه سال که به نقش و نقاشی مشغول بودم یاد گرفتم که می...

توو این همه سال که به نقش و نقاشی مشغول بودم یاد گرفتم که می...

تو این همه سال که به نقش و نقاشی مشغول بودمیاد گرفتم که میشه...

میشه دنیا رو با همه حقیقتش جدی نگرفت میشه غرق خیالات شد و به...

شراب سرخ پارت ۱۰۷#red_wine #red_wine🍷 -ا.ت ویو-با شنیدن صدای...

/تکپارتی جین وقتی با یه ایدل دیگه شیپت میکنن---امروز یه روز ...

معرفی فیک شروع بیماری ایماریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط