{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکپارتی جین وقتی با یه ایدل دیگه شیپت میکنن

/تکپارتی جین وقتی با یه ایدل دیگه شیپت میکنن

---

امروز یه روز عجیبه، از صبح حس می‌کردم یه چیزی فرق داره، جین خیلی ساکت‌تر از معمول بود، حتی وقتی صبح توی استودیو دیدمش فقط یه لبخند کوتاه زد و رفت. می‌دونم این سکوتش معمولاً یعنی چیزی ذهنش رو مشغول کرده. از ظهر فهمیدم چی شده، یه شیپ جدید با من و یه آیدل دیگه پخش شده بود، یه ویدیو که کنار هم حرف می‌زدیم و مردم همیشه دنبال همین لحظه‌ها می‌گردن تا داستان بسازن. موقع ناهار نشستم روبه‌روی جین، حتی غذاش رو نمی‌خورد درست، فقط با موبایلش بازی می‌کرد، بعد بدون اینکه نگاهم کنه گفت «دیدمش، ترند شده، جالب بود» و لحنش انگار شوخی نبود. دلم فرو ریخت، فقط گفتم «واقعاً؟ مردم دیگه همه چی رو شیپ می‌کنن». یه لحظه سکوت کرد و بعد نگاه مستقیمش روی من نشست، خیلی جدی گفت «اونا هر چی بخوان می‌گن ولی من دارم می‌بینم چقدر با اون راحتی، شاید من زیادی پنهانم توی این رابطه». با شنیدن این جمله واقعاً نفسم گرفت، چون می‌دونستم حق داره، این رابطه مخفی گاهی اذیتش می‌کنه، اون باید نقش بی‌تفاوت رو جلوی دنیا بازی کنه، در حالی که من واقعاً براش مهمم.
_________
بعد از ناهار باهاش قدم زدیم، کسی نبود، فقط باد می‌اومد و اون با صدای خیلی آرام گفت «می‌دونی چیه؟ من همیشه خنده‌روم ولی وقتی پای تو وسطه یه جور دیگه میشم». مکثی کرد و ادامه داد «می‌خوام بدونی حسادت من علامت علاقه‌مه نه ضعف، فقط سخته وقتی نمی‌تونم چیزی رو علنی بگم». گفتم «منم همین‌طور، اما شاید همین مخفی بودن باعث میشه خاص‌تر باشه». یه لبخند زد، اون لبخند خاصی که لبش فقط یه طرف بالا میره و چشاش برق می‌زنن، بعد با شوخی گفت «پس من اجازه دارم وقتی شیپ جدید دیدم یه شوخی کوچیک بندازم؟» خندیدم و گفتم «اگه فقط شوخی باشه». جدی نگاهم کرد و گفت «باشه، اما یادت باشه من هیچ شوخی‌ای درباره تو رو صددرصد جدی نمی‌گیرم چون خودم واقعیت لای شوخی‌هامو قایم می‌کنم».

امشب قبل خواب یه پیام فرستاد، فقط نوشت: «امروز وقتی دیدم با اون حرف می‌زدی، یادم افتاد چرا عاشقت شدم، چون با همه مهربونی ولی اون مهربونی برای من یه معنی دیگه داره». نشستم به پیامش خیره شدم، هزار تا حس قاطی توی دلم بود، از دلگرمی تا عذاب وجدان، ولی آخرش لبخند زدم چون فهمیدم هنوز اون داره برای نگه داشتن این رابطه تلاش می‌کنه، حتی در سکوت، حتی وقتی دنیا مشغوله شیپ ساختنه. جین همیشه یه جور خاص عشقش رو نشون میده، نه با حرف زیاد، بلکه با نگاه‌هایی که فقط من معنیشونو می‌فهمم. این نگاه‌ها برای من از هزار تا اعتراف بلندترن.

𝗘𝗡𝗗
دیدگاه ها (۰)

سناریو ENHYPEN از انهایپن وقتی دبیرستانی هستیم و میریم اردوی...

بعدی چی باشه؟ تروخدا بگید بنویسمممم

همیشه کار درست و انجام بده حتی اون جا که هیچ کس نگات نمی کنه...

🐹 جین:وقتی اولین بار اسم «Arirang» رو شنیدم، واقعاً تعجب کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط