توو این همه سال که به نقش و نقاشی مشغول بودم

توو این همه سال که به نقش و نقاشی مشغول بودم
یاد گرفتم که می‌شه دنیا رو با همه‌ی حقیقتش جدی نگرفت
می‌شه غرق خیالات شد و به پس و پیش دنیا هیچ اهمیتی نداد
حتی می‌شه به خیالات رنگ واقعیت داد و با اون‌ها زندگی کرد
برای همین از خیلی وقت‌پیش دیگه هیچی رو جدی نمی‌گیرم
اینجوری نه ترسی از آینده داری نه حسرتی برای گذشته...
دیدگاه ها (۱)

~🐻❤️ ادامه‌ی مصاحبه‌ی تهیونگ برای TIRTIR ✨🗣️: اسم TIRTIR چه ...

معروفی رمان ( هفتمین سایه)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

برنامه زمانی دقیق و مشخص می خوای ؟!1- دولت #ترامپ رو که باید...

*💌:جیسونگی پیامی در بابل فرستاده🐿:سلام من جیسونگ صاحب تولدم ...

جین از اون آدم هاست که برای توصیفش نمی شه فقط گفت 《خوش تیپ 》...

خب دوستای گلم

چطوری می‌تونم فراموشت کنم، وقتی قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم ب...

تلخ‌ترین قسمتِ دوست داشتن اینه که یه روز، همون آدمی رو که حا...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط