{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#همخونه_اخموم 🌱

#همخونه_اخموم 🌱
#PaRt23
ا.ت
پسره قرمساق.. مردک چالغوز ماتحت زنبوری
اصلا ...اصلا ب تو چه دلم خواس برم ماتحت
پسره ... از پنجره نگاش کردم دیدم داره میره
ی جیغ کشیدم و با صدای بلند حرفامو ادامه دادم

ا.ت: ماتحت زنجیلی اخلاقت طعم زنجیلی
سگگگگگگگگگگگ

اههه ولش کن نراخلاق هوفففف بزار ی زنگ بزنم رزی ببینم چیشد و نشد

بوق..بوق ...مشترک مورده نظر پاسخگو نمی‌باشد پیغام بگذارید

وای خدا چیشده این دختره دوباره زنگش میزنم جواب نمیده ساعت نگا کردم
9شب بود ن

جیمین اومده بود خونه رزی جواب میداد
نمیدونم زنگ بزنم ب جیمین یا ن هوففف

زنگ بزنم ؟ نزنم؟ بزنم؟ نزنم؟ بزنم؟
یبار دیگ ب رزی زنگ زدم جواب نداد
اصن ب جیمین زنگ میزنم

بوق...بوق قطع شد
فک کنم راهی نیس بهش زنگ بزنم
بعد چن بوق جواب داد

جیمین: الوو
ا.ت: اممم الوو میگم آقای پارک
جیمین: بگو

ا.ت: از وقتی برگشتم ب رزی هرچی زنگ میزنم جواب نمیده تو ازش خبر داری ؟

(ایش مردک ب روی خودشم نمیاره باید عذرخواهی کنه)

جیمین: نه..
ی صداهای از پشت گوشی اومد بعد
صدای هوسوک

هوسوک: رزی چیشده خانوم کیم ؟
ا.ت: نمیدونم از موقعی ک برگشتم هرچی
زنگ میزنم جوا....
دیدگاه ها (۶)

پارت ۴ (سرنوشت)

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

اولین فیکم😄سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟙: برخورد اولسئول، ساعت هشت صبح.ص...

#مافیای_من پارت دوازدهم ویو ا/ت: حالا باید چیکار کنم بزارم ب...

《برادره ناتنیم 》(پارت ۳)ویو ا/تو لباس خدمتکارو تن کردم رفتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط