God father

God father
p8
ات:که تهیونگ از پشت دستشو برد زیر لباسم و مکرم رو‌با دستای سردش لمس کرد منم لرزی کردم که کوک بر گشت سمتم و باعث شد تهیونگ سریع دستشو از زیر لباسم بیاره بیرون
کوک:ات(اروم
ات:بله
کوک:بیا بغلم‌
ات:اخه
کوک:کشیدمش توی بغلم
کوک:اخه نداره(بغلش کرد
ات:اهوم(داره خابش میبره
کوک:موهای ات رو ناز کردم تا اینکه خوابش برد و منم رفتم یه سری به دوربینای مدار بسته بزنم وبا فیلمی که دیدم خون تو چشمام غرید تهیونگ داشت ات رو میبوسید رفتم در اتاق و محکم با لگد بازش کردم
کوک:اتتتت این چه گوهیه خوردییی هاااا(عربده
ات:چی....چیکار (خابالود و ترسیده
کوک:باهام بیا(اعصبی
ات:ب...باشه
کوک:این چیه جعون ات؟ها چرا قلبمو‌ شکستی؟ها من عاشقت بودم(گریع
ات:تحمل گریه هاشو نداشتم بخاطر همین لبام رو کوبیدم رو‌لباش و میخورمش
کوک:ناخواسته با ات همراهی کردم


سی مین بعد

کوک:سی مین دیگه ازش جدا شدم
ات:کوک فقط بزار برات توضیح بدم باشه
کوک:میشنوم
ات:یکی یه پیام فرستاد و منو تهدید کرد که باید تهیونگ رو ببوسم وگرنه ترو میکشه
کوک:پوف میشه پیامه رو ببینم؟
ات:البته چرا نشه (پیام تحدید رو‌نشونش داد
کوک:ات رو توی بغلم گرفتم
ات:تو بغلش خودمو جا دادم
کوک:هوم جعون جانگ ات زن منی تو باشه
ات:توعم شوهر منی جعون جانگ کوک
کوک:براید ات رو بغل کردم و بردمش تو اتاق و خودم رفتم پیش پسرا
ات:تو اتاق دراز کشیده بودم که تهیونگ اومد و میخاست لختم کنه و پ.ردمو بزنه
ات:جیغغغغغغ
کوک:صدای جیغ ات اومد و ....

فالور:۱۱۶
دیدگاه ها (۷)

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

چند پارتی درخواستی

مافیایی برای من}پارت:۵ویو کوک:شام اماده شده بود رفتم که پسره...

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

پارت ۶

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط