به رفتن تو سفر نه، فرار می‌گویند

به رفتن تو سفر نه، فرار می‌گویند
به این طریقه‌ی بازی قمار می‌گویند

به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد
هنوز مثل گذشته «نگار» می‌گویند

اگر چه در پی آهو دویده‌ام چون شیر
به من اهالی جنگل شکار می‌گویند

مرا مقایسه با تو بگو کسی نکند
کنار گل مگر از حٌسن ِخار می‌گویند؟

تو رفته‌ای و نشستم کنار این همدم
به این رفیق قدیمی سه تار می‌گویند
#جناب_کاظم_بهمنی
دیدگاه ها (۱)

جنگل نفرین شده پارت ۱۵

دیو و دلبر پارت ۲۵#به‌‌زبان‌نویسندهبتول لبخندش محو مادر هم ه...

dark life = 38

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

دیگه کسی نیومد با ریندو قمار کنه مگه با کارت هایی به حز کارت...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹⁴تهونگ: نمی‌تونم...تهون...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 17انبار متروکه ـ ساعت ۹ شبمینهو هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط