•کاش میشدآدمے،

•کاش میشدآدمے،
گاهے فقط گاهے
به اندازه نیاز بمیرد
بعد بلند شود
آهسته
آهسته
خاک هایش را بتکاند
اگر دلش خواست برگردد
به زندگی دلش
نخواست بخوابد
تا ابد

#ALONE-grill
دیدگاه ها (۷)

#دلنوشت #استوری #تکست#زندگی #امید #امید_به_زندگی #دکلمه #حرف...

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

پارت ۵۲ — سال‌هایی که نگذشتندچندین سال از آن روز گذشته بود.ه...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۱اتاق آت، دنیایی بود که در آن زما...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

فصل دوم : جمله ای جبران ناپذیر زنگ ورزش که خورد، همه با سروص...

روی در، نشان کلاغ سیاه حک شده بود.همان نشانی که بارها روی نا...

رمان انتقام ازدواج کامل

پارت اول._*بی گناهان*_

رمان هفتمین سایه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط