پارت ۲
پارت ۲
منو یادته ؟
+ دستتون درد نکنه من سیر شدم
= نوش جون پسره گلم
÷ جیمین حاظر شو قراره بریم شرکت
+ ولی دانش......
÷ میدونم بهشون خبر دادم که امروز کار داری
+ آها ممنون پس من برم حاظر شم
÷ باشه برو
از صندلی بلند شد و به تمام زورش از اون پله ها رفت بالا رفت داخل اتاقش به جایه اینکه بشینه سریع رفت سمت کمد لباس یه پیراهن مشکی برداشت
با یه شلوار پارچه ای مشکی
سریع پیراهن رو پوشید و دستاشم یه کوچولو تا بالای مُچش تا کرد سریع شلوارشم پوشید که روش یه دستی کشید تا مرتب باشه رفت سراغ اکسسوری هاش یه گردنبد خیلی ساده انتخاب کرد که انگار مثل زنجیره ستِ دستبند همون گردنبدنش رو انداخت تو دستش دو تا انگشتر انتخاب کرد که خیلی جذاب بودن یکیش مشکی بود که وسطش با طرح های نقره ای کار شده بود و یکی دیگه ام بود که طلایی بود
یکی از انگشترشو انداخت انگشته حلقش یه انگشترشتم انداخت توی انگشته شستش کم کم فکر کرد که یادش اومد چیو یادش رفته کمربندش سریع رفت کِشو رو باز کرد پارت ۲
منو یادته ؟
+ دستتون درد نکنه من سیر شدم
= نوش جون پسره گلم
÷ جیمین حاظر شو قراره بریم شرکت
+ ولی دانش......
÷ میدونم بهشون خبر دادم که امروز کار داری
+ آها ممنون پس من برم حاظر شم
÷ باشه برو
از صندلی بلند شد و به تمام زورش از اون پله ها رفت بالا رفت داخل اتاقش به جایه اینکه بشینه سریع رفت سمت
کمد لباس یه پیراهن مشکی برداشت
همراه یه شلوار پارچه ای مشکی با یه کمربند سیاه ساده اول پیراهنش رو پوشید و دستاشو یه کوچولو تا بالای مُچش تا زد شلوارش رو پوشید و لباسشو کرد داخل شلوار کمربندو برداشت و روی شلوار چفتش کرد
رفت سراغ اکسسوری هاش از بین اون همه گردنبند یه گردنبند ساده انتخاب کرد که به لباسش خیلی میومد یه دستبندم داشت که شبیه همون گردنبندش بود همونو برداشت انداخت تو دستش دوتا انگشتر هم انداخت که جذاب تر دیده شه رفت سراغ مدل مو
موهاشو خیلی وقت بود رنگ نکرده بود حتی کوتاهم نکرده بود به خودش قول داد برگشت صد درصد موهاشو رنگ کنه
موهاشو به جلو شونه کرد که روی پیشونیش افتاد برق لبشو برداشت یه کوچولو زد و با دستش روش کشید تا مات بشه
منو یادته ؟
+ دستتون درد نکنه من سیر شدم
= نوش جون پسره گلم
÷ جیمین حاظر شو قراره بریم شرکت
+ ولی دانش......
÷ میدونم بهشون خبر دادم که امروز کار داری
+ آها ممنون پس من برم حاظر شم
÷ باشه برو
از صندلی بلند شد و به تمام زورش از اون پله ها رفت بالا رفت داخل اتاقش به جایه اینکه بشینه سریع رفت سمت کمد لباس یه پیراهن مشکی برداشت
با یه شلوار پارچه ای مشکی
سریع پیراهن رو پوشید و دستاشم یه کوچولو تا بالای مُچش تا کرد سریع شلوارشم پوشید که روش یه دستی کشید تا مرتب باشه رفت سراغ اکسسوری هاش یه گردنبد خیلی ساده انتخاب کرد که انگار مثل زنجیره ستِ دستبند همون گردنبدنش رو انداخت تو دستش دو تا انگشتر انتخاب کرد که خیلی جذاب بودن یکیش مشکی بود که وسطش با طرح های نقره ای کار شده بود و یکی دیگه ام بود که طلایی بود
یکی از انگشترشو انداخت انگشته حلقش یه انگشترشتم انداخت توی انگشته شستش کم کم فکر کرد که یادش اومد چیو یادش رفته کمربندش سریع رفت کِشو رو باز کرد پارت ۲
منو یادته ؟
+ دستتون درد نکنه من سیر شدم
= نوش جون پسره گلم
÷ جیمین حاظر شو قراره بریم شرکت
+ ولی دانش......
÷ میدونم بهشون خبر دادم که امروز کار داری
+ آها ممنون پس من برم حاظر شم
÷ باشه برو
از صندلی بلند شد و به تمام زورش از اون پله ها رفت بالا رفت داخل اتاقش به جایه اینکه بشینه سریع رفت سمت
کمد لباس یه پیراهن مشکی برداشت
همراه یه شلوار پارچه ای مشکی با یه کمربند سیاه ساده اول پیراهنش رو پوشید و دستاشو یه کوچولو تا بالای مُچش تا زد شلوارش رو پوشید و لباسشو کرد داخل شلوار کمربندو برداشت و روی شلوار چفتش کرد
رفت سراغ اکسسوری هاش از بین اون همه گردنبند یه گردنبند ساده انتخاب کرد که به لباسش خیلی میومد یه دستبندم داشت که شبیه همون گردنبندش بود همونو برداشت انداخت تو دستش دوتا انگشتر هم انداخت که جذاب تر دیده شه رفت سراغ مدل مو
موهاشو خیلی وقت بود رنگ نکرده بود حتی کوتاهم نکرده بود به خودش قول داد برگشت صد درصد موهاشو رنگ کنه
موهاشو به جلو شونه کرد که روی پیشونیش افتاد برق لبشو برداشت یه کوچولو زد و با دستش روش کشید تا مات بشه
- ۷.۰k
- ۱۰ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط