«the price of love»
«the price of love»
«Part:3»
املیا با وحشت از خواب پرید، بعد چند دقیقه زل زدن به جای نامشخص به خودش امد از تختش اومد پایین و رفت سمت اشپزخانه...
از یخچال یک لیوان اب خورد و رفت طرف اتاقش. قرار بود که ساعت 8:00 بره به شرکت«Calvin Cullen» یکی از بزرگ ترین شرکت های مهندسی...
یک هفته ای میشد که از کار قبلیش اخراج شده بود... دوستش لِما بهش شرکت«Calvin Cullen»رو معرفی کرد چون معتقد بود املیا مهندس خیلی خوبیه. و خوب املیا بخاطر اینکه حقوقش بالا بود قبول کرد.
بعد از اینکه یکم اب خورد برگشت به رخت خواب و گوشیشو روی ساعت 7:00 کوک کرد.
«فلش بک به ساعت 7:00»
بعد از خاموش کردن الارم به سمت wc رفت و کارهای لازم رو انجام داد.
بعد به سمت اشپزخونه رفت و صبحونشو خورد. رفت سمت اتاقش که لباس مد نظرش رو بپوشه.
رفت سمت کمدش و یه کراپ بندی صورتی برداشت با یه شلوار سفید و همراه کت سفیدش پوشید. رفت سراغ کیف و کفش یه کیف صورتی به همراه کفش صورتیه پاشنه بلند برداشت، بعد رفت سراغ میز ارایشی اول یه ارایش ملایم کرد و موهاشو گوجه بست و چندتا تار مو رو بیرون گذاشت، بعد یه گوشواره ی نقره ای ظریف برداشت و به همراه گردنبد نقره ای انداخت و یه عطر دخترونه ی ysl زد.
از اتاقش اومد بیرون و رفت سمت در که... ادامه دارد.
شرطا
100لایک
50 کامنت
30 بازنشر 🦢🪽
«Part:3»
املیا با وحشت از خواب پرید، بعد چند دقیقه زل زدن به جای نامشخص به خودش امد از تختش اومد پایین و رفت سمت اشپزخانه...
از یخچال یک لیوان اب خورد و رفت طرف اتاقش. قرار بود که ساعت 8:00 بره به شرکت«Calvin Cullen» یکی از بزرگ ترین شرکت های مهندسی...
یک هفته ای میشد که از کار قبلیش اخراج شده بود... دوستش لِما بهش شرکت«Calvin Cullen»رو معرفی کرد چون معتقد بود املیا مهندس خیلی خوبیه. و خوب املیا بخاطر اینکه حقوقش بالا بود قبول کرد.
بعد از اینکه یکم اب خورد برگشت به رخت خواب و گوشیشو روی ساعت 7:00 کوک کرد.
«فلش بک به ساعت 7:00»
بعد از خاموش کردن الارم به سمت wc رفت و کارهای لازم رو انجام داد.
بعد به سمت اشپزخونه رفت و صبحونشو خورد. رفت سمت اتاقش که لباس مد نظرش رو بپوشه.
رفت سمت کمدش و یه کراپ بندی صورتی برداشت با یه شلوار سفید و همراه کت سفیدش پوشید. رفت سراغ کیف و کفش یه کیف صورتی به همراه کفش صورتیه پاشنه بلند برداشت، بعد رفت سراغ میز ارایشی اول یه ارایش ملایم کرد و موهاشو گوجه بست و چندتا تار مو رو بیرون گذاشت، بعد یه گوشواره ی نقره ای ظریف برداشت و به همراه گردنبد نقره ای انداخت و یه عطر دخترونه ی ysl زد.
از اتاقش اومد بیرون و رفت سمت در که... ادامه دارد.
شرطا
100لایک
50 کامنت
30 بازنشر 🦢🪽
- ۴۹۹
- ۲۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط