یک گام دگر مانده، در معرض تابوتم

یک گام دگر مانده، در معرض تابوتم
کبریت بکش بانو، من بشکه باروتم

دردی که به دوشم ماند، از کوه سبک تر نیست
این پرده ی آخر بود، اما غم آخر نیست

#علیرضا_آذر
دیدگاه ها (۱)

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

فردا فردا کردن

پارت: 32 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد، در حالی که یه...

مژده‌ای در راه است...وقتی رهبر معظم انقلاب از «قدرت اول دنیا...

شبکه ملکه در تهران

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

تکاپو پارت 108:امیدوارم اشتباه باشه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍چند ساعت از باز...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

راز خون پارت پنجم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط