چشمامو بستم

چشمامو بستم

یکی همیشه هست که عاشق منه
نگام که میکنه پلک نمی زنه
تنهاست خودش ولی تنهام نمیزاره
دریا که چیزی نیست عجب دلی داره
با گریه هام میاد غمامو حل کنه
نزدیک میشه تا منو بغل کنه
از آسمون شب خیلی پایین تره
درو که واکنی خدا پشت دره
چشمامو بستم از کنارش رد شدم
چشماشو بست تا نبینه رد شدم
هر کاری میکنم ازم نمگیذره
حسی که بین ماست از عشق بیشتره
نامهربونی با دلم نمی کنه
به هیچ قیمتی ولم نمیکنه
یه قطره اشکمو که میدرخشه باز
بهونه میکنه منو ببخشه باز
چشمامو بستم از کنارش رد شدم
چماشو بسته تا نبینه بد شدم
حسی که بین ماست از عشق بیشتره
دیدگاه ها (۲۱)

پارت ششم ویو آت .+۰ بعد از اینکه با جعون شام خوردم به ساعت ن...

پسر بد (60)

Part ²⁹ویو لیلیزود از اتاق زدم بیرون دلم میخواست هوا بخورم ا...

چند پارتی (درخواستی)

I'm not jealous part 41جیمین رفت و منو با کراش العامین تنها...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیPart ²ویو میرا نور خورشید از ل...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

╭─────────────── 🥀 ───────────────╮✦ پارت 58 | این بار جدی ب...

مافیای من

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط