{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی جیمین: P1

چندپارتی جیمین: P1

ویو ا/ت:
از خواب بیدار شدم طبق معمول خونه نبود. این چندوقت کارش تو شرکت خیلی زیاد شده بود. صبح زود میرفت و شب دیر میومد و نسبت به قبل خیلی کمتر میدیدمش البته شاید اینجوری بهتر بود چون چند شب پیش خیلی بد دعوامون شد و هنوز هم ازش خیلی ناراحتم ولی خب دلم هم واسه بغل هاش و همه چیش تنگ شده پس تصمیم گرفتم یه جوری باهاش آشتی کنم
فلش بک شب دعوا:
_آه بس کن انقدر بهم گیر نده (با کلافگی
ا/ت: هه گیر بدم؟ تو مگه اصلا خونه هستی که من وقت داشته باشم بهت گیر بدم؟ هروقت هم بهت زنگ میزنم جواب نمیدی (با بغض
_بهت که گفتم این چندوقت سرم خیلی شلوغه تو هم همش وسط کار یا جلسه زنگ میزنی معلومه که نمیتونم جواب بدم
ا/ت: باشه جناب پارک. برو بچسب به همون کارمندای زن شرکتت مخصوصا اون منشی هرزه‌ات
_درست حرف بزن (با داد
ا/ت: چیه؟ روش غیرتی شدی؟ از کی تاحالا انقدر واست مهمه؟ (با داد
_ببند دهنتو (عربده

ویو ا/ت:
یدفعه جای سوزش شدیدی روی صورتم احساس کردم، انقدر قوی بود که خوردم زمین باورم نمیشه اون منو زد. داشتم تمام تلاشم رو میکردم که گریه نکنم
ا/ت: ازت متنفر....
یهو یکی دیگه هم زد.
_خیلی وحشی و سرخود شدی. فکر کنم وقتشه که ادبت کنم (با عصبانیت

(ادامه‌اش تو کامنتا
لایکا رو زیاد کنیدددددد
دیدگاه ها (۱۳)

ری اکشن BTSوقتی میپرسیم ...چرا زنگ زدم جوابمو ندادی..

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

پارت ۴ (سرنوشت)

پارت. 33

نویسنده: ریندو ا/ت رو به خونه اش دعوت کرد و به ران گفت که ا...

(دلداده)با دخترا کله پاساژ گشتیم که یه مغازه دیدیم که لباساش...

سرنوشت پارت(۱۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط