{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محتشم برخیز و بین چله ی غم اغاز شد

محتشم برخیز و بین چله ی غم اغاز شد

باز هم بر لب من شعر تو نغمه ساز شــــد

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند ارزوی کربـــــلا
#اللهم_ارزقنا_زیارت_کربلاء
دیدگاه ها (۶)

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

♥️꙰ꦿ♥️꙰ꦿ... باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم آشوب عشق آن قد...

فراتر از خویش

ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌هادرمان دردها و خود از بی علاج‌ه...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

جاده بی راهه

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part¹ "توصیف در یک جمله:آن ظهره شوم" آت از ساعت ۸...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۴ — انتخابسه نفر داخل اتاق نشسته بودند.جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط