«Reincarnation or dreaming? sleep or awake?»p11
از زبان نورسین*
تو یه کوچه تنگ وباریک...یه کله تقریباً کرمی...یه کله قهوه ای پرنگ...یه کله سیاه و...یه کله نسبتاً کچل...:/چشمای شاهین رو فعال کردم و...
/|\بلخره پیداتون کردمممممممم!!!
(پرنده ها پشم میریزن وبه دیار باقی میشتافن)
شوتوکوووووووووو شوتوکووووووووووووووووو شوتوکووووووووووووووووووووووووووععععععععععععععععععع
با پر های خفاشی من رفتم پیششون...تاکاو هم به خاطر شین-چان گریه میکنه بزار بهش بگم...هوهوهو چه شیپشان گاد است (ಡωಡ)
№عععححححررررررررررررررررر شیییینننن-چاااااااااااااانننننننن😭😭😭!!!{→تاکاو}
○ای کوفت💢!ای مرض💢!ای زهرمار💢!ای درد💢!ای ******** بس کن دیگه سرمون رفت💢💢💢!!!{→میاجی}
£اععع میاجی-سان آروم باش(๑˙ー˙๑)!{→اوتسوبو}
¤اوی تاکاو،نیاز نیست گریه کنی مثلاً الآن میدوریما خودشو کشت برات(눈_눈){→کیمورا}
/|\سلوممم بچها چطورین ^_^ انگاره که گم شدید هوم:))) ؟به من بگید کوجا میخوایید برید تا براتون بگم ^o^
حضار_...ಠ_ಠ؟؟؟*خود ریزی*
№عررررررررررررر شین-چاننننننننننن😭😭😭!!![وی:اوخی بنازم بهت🫠💕✨*ذهن منحرف:on*]
/|\شین-چان...منظورت همون میدوریما شینتارو هستش...نه:)))؟
№*شکوفه زدن*میشناسیششش؟؟؟کووو؟؟؟میقامششش💕💕💕!!!{همون دازایِ دست مشت کرده که میگفت"چویا تو آدم خوبی هستی"ونمد چی چی رو تصور کنین}
/|\خب پسرکم...با من بیایین که شما رو ببرم به مکان میدوریما-کون^_^!
○من با یه دختر عجیب غریب که بال خفاشی داره نمیرم شاید جادوگری چیزی هستی!!!
/|\جادوگر؟!!من جادوگر نیستم فقط یه قدرت های ماورایی دارم...همه ی آدما تو ذاتشون قدرت های ماوراء الطبیعه دارن فقط باید بتونن کنترلش کنن^^!
№هواست بهش نباوشه...میاجی-سان وقتی اعصابش خورده زر میزنه منو پیش شین-چان برسون>_<!
○کص*خل به من توهین نکن💢💢💢!!!
(میاجی وقتی خواست تاکاو رو بزنه اوتسوبو از پشت گرفتتش که باعثِ ایجاد صحنه ای رمانتیک میشود (๑♡⌓♡๑) )
/|\(نایصصص...)*خون مماخ+صدتا عکس گرفتن*
/|\خیب دیگه...ببریمتون پیش میدوریما-کون^^!یه نفس عمیق بکشید...سه...دو...یک...باااااامممممم!
(با تله پورت میرود به شین-چان)
در خونه رینکا*
$پوففففف...خواستم یکم بیشتر باهم بازی کنیم خیلی خوش گذشت ولی دیگه وقت نزدیک به نهاره.*سرشو سمت میدوریما میچرخونه*هوم...شینتارو چیزی هست؟
¥هان؟چی؟چیزی نیست ولی...حس میکنم که تاکاو الآن مکانو یا عربده اش پر میکنه
$اونا اینجا نیستن،به هر حال ممکنه حس شی-
(شوتوکو تیم پشم ریخته وایساده پشت نورسین ظاهر میشوند)
№ه...-ه...-شین-چااااااااعععععنننننننن😭😭😭💕💕💕✨✨✨!!!*میپره سمتش و کوالایی بغلش میکنه*
/|\(بنازممممممممممم😭❤💘💗💝💞💟❣️💚💛🧡💜🖤🤍🤎🩶🩷❤💕️🩹💓💖🩵💙💋🌸🌹🫀🎀❤️🔥🎈🎉🎊♥💐)*خوم مماخ*[وی مجدداً پشت صحنه:AAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAA😭😭😭❤💘💓💕💖💗💝💞💟❣️💙💚💛🧡💜🖤🤍🤎🩵🩶🩷❤️🩹❤️🔥🎂💍💎🎈🎉🎊💋🎀🧸🎁🌙✨🎆🎇🌹🌸🫀♥💐*خون مماخ*]
(ورینکای مس تو دست اشکار میشود)
☆چیشده چرا جیغاتون مکانو پر کرده-...!!!*خون مماخ*{اینم با وی ونورسین شرکت میکنه}
ادامه دارد...
♡یوووووو گایز چطورین آمیدوارم حالتون خوب باشه^^اینم پارت نوش جون کنید🗿🍷✨!
♡راستی تا شنبه فعالیتی ندارم چون قراره امشب بریم خونه فامیلی اوکاسان ونت ندارم ببخشید:/💔!
♡خیب تا دیدار بعدی ماتانههههههههه💙🦋🫐
#Blubbers_Fan💙🦋🫐
تو یه کوچه تنگ وباریک...یه کله تقریباً کرمی...یه کله قهوه ای پرنگ...یه کله سیاه و...یه کله نسبتاً کچل...:/چشمای شاهین رو فعال کردم و...
/|\بلخره پیداتون کردمممممممم!!!
(پرنده ها پشم میریزن وبه دیار باقی میشتافن)
شوتوکوووووووووو شوتوکووووووووووووووووو شوتوکووووووووووووووووووووووووووععععععععععععععععععع
با پر های خفاشی من رفتم پیششون...تاکاو هم به خاطر شین-چان گریه میکنه بزار بهش بگم...هوهوهو چه شیپشان گاد است (ಡωಡ)
№عععححححررررررررررررررررر شیییینننن-چاااااااااااااانننننننن😭😭😭!!!{→تاکاو}
○ای کوفت💢!ای مرض💢!ای زهرمار💢!ای درد💢!ای ******** بس کن دیگه سرمون رفت💢💢💢!!!{→میاجی}
£اععع میاجی-سان آروم باش(๑˙ー˙๑)!{→اوتسوبو}
¤اوی تاکاو،نیاز نیست گریه کنی مثلاً الآن میدوریما خودشو کشت برات(눈_눈){→کیمورا}
/|\سلوممم بچها چطورین ^_^ انگاره که گم شدید هوم:))) ؟به من بگید کوجا میخوایید برید تا براتون بگم ^o^
حضار_...ಠ_ಠ؟؟؟*خود ریزی*
№عررررررررررررر شین-چاننننننننننن😭😭😭!!![وی:اوخی بنازم بهت🫠💕✨*ذهن منحرف:on*]
/|\شین-چان...منظورت همون میدوریما شینتارو هستش...نه:)))؟
№*شکوفه زدن*میشناسیششش؟؟؟کووو؟؟؟میقامششش💕💕💕!!!{همون دازایِ دست مشت کرده که میگفت"چویا تو آدم خوبی هستی"ونمد چی چی رو تصور کنین}
/|\خب پسرکم...با من بیایین که شما رو ببرم به مکان میدوریما-کون^_^!
○من با یه دختر عجیب غریب که بال خفاشی داره نمیرم شاید جادوگری چیزی هستی!!!
/|\جادوگر؟!!من جادوگر نیستم فقط یه قدرت های ماورایی دارم...همه ی آدما تو ذاتشون قدرت های ماوراء الطبیعه دارن فقط باید بتونن کنترلش کنن^^!
№هواست بهش نباوشه...میاجی-سان وقتی اعصابش خورده زر میزنه منو پیش شین-چان برسون>_<!
○کص*خل به من توهین نکن💢💢💢!!!
(میاجی وقتی خواست تاکاو رو بزنه اوتسوبو از پشت گرفتتش که باعثِ ایجاد صحنه ای رمانتیک میشود (๑♡⌓♡๑) )
/|\(نایصصص...)*خون مماخ+صدتا عکس گرفتن*
/|\خیب دیگه...ببریمتون پیش میدوریما-کون^^!یه نفس عمیق بکشید...سه...دو...یک...باااااامممممم!
(با تله پورت میرود به شین-چان)
در خونه رینکا*
$پوففففف...خواستم یکم بیشتر باهم بازی کنیم خیلی خوش گذشت ولی دیگه وقت نزدیک به نهاره.*سرشو سمت میدوریما میچرخونه*هوم...شینتارو چیزی هست؟
¥هان؟چی؟چیزی نیست ولی...حس میکنم که تاکاو الآن مکانو یا عربده اش پر میکنه
$اونا اینجا نیستن،به هر حال ممکنه حس شی-
(شوتوکو تیم پشم ریخته وایساده پشت نورسین ظاهر میشوند)
№ه...-ه...-شین-چااااااااعععععنننننننن😭😭😭💕💕💕✨✨✨!!!*میپره سمتش و کوالایی بغلش میکنه*
/|\(بنازممممممممممم😭❤💘💗💝💞💟❣️💚💛🧡💜🖤🤍🤎🩶🩷❤💕️🩹💓💖🩵💙💋🌸🌹🫀🎀❤️🔥🎈🎉🎊♥💐)*خوم مماخ*[وی مجدداً پشت صحنه:AAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAA😭😭😭❤💘💓💕💖💗💝💞💟❣️💙💚💛🧡💜🖤🤍🤎🩵🩶🩷❤️🩹❤️🔥🎂💍💎🎈🎉🎊💋🎀🧸🎁🌙✨🎆🎇🌹🌸🫀♥💐*خون مماخ*]
(ورینکای مس تو دست اشکار میشود)
☆چیشده چرا جیغاتون مکانو پر کرده-...!!!*خون مماخ*{اینم با وی ونورسین شرکت میکنه}
ادامه دارد...
♡یوووووو گایز چطورین آمیدوارم حالتون خوب باشه^^اینم پارت نوش جون کنید🗿🍷✨!
♡راستی تا شنبه فعالیتی ندارم چون قراره امشب بریم خونه فامیلی اوکاسان ونت ندارم ببخشید:/💔!
♡خیب تا دیدار بعدی ماتانههههههههه💙🦋🫐
#Blubbers_Fan💙🦋🫐
- ۵.۸k
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط