{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
پدر بزرگ عادت داشت در قبالِ هر کارِ کوچکی که برایش میکردیم و نمی کردیم دعای خیر برایمان می خواند و یک بوسه ی جانانه بر گونه هایمان می کاشت!
مثلا یکی از ناب ترین دعاهایش که از تهِ دل بود و از سرِ مهر، گفتنِ دلت گرم بود!
می دانی عزیز دُردانه ام...
دلت گرم،دعای بسیار خوبی ست!
نه مثل تبِ تُند است که زود به عرق بنشیند، نه آن که دلت آنقدر سرد و قطبی می ماند که احساساتت یخ ببندد!
و حالا من دل گرمم به تو!♥ ️
به تویی که در این روزهای برفی و سپید
تنت به آتشِ دلچسبِ بهمن ماه که بعد از دیوانگی هایمان در پیت های روغنِ کنارِ خیابان روشن کرده ایم
و صدایت به صدای سوختن چوب ها می ماند که البته هزاران هزار بار دل انگیزتر است.♥ ️ و عشق نان داغی ست که به رسمِ قدیمی ها در تنورِ گرمِ دلمان پخت کرده ایم!♥ ️
#بهاره_نظری
#دخترپاییز
#برف
.
.
.
.
.
دیدگاه ها (۴)

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

007-پنهان در مه - پارت ۸۳

امروز دوم مرداد سالروز درگذشت استاد احمد شاملوسکوت سرشار از ...

گاهی وقتها خاطرات به سراغت می آیند ...حتی درخواب ... برموهای...

آدمیزاد است دیگر دل می بندد! دل که جای خودش را دارد اگر پرند...

ما آن وقت ها دوست داشتن هایمان را پنهان می کردیم.عشق را که ن...

کودکی، پروازِ خیال بود در هوایِ بی‌مسئولیتی؛ زمانی که غصه‌ها...

ما آن وقت ها دوست داشتن هایمان را پنهان می کردیم.عشق را که ن...

**((این شعر قصه هر روز من و تو ست))** آقای من امشب غزل تغییر...

ما شیعه ایم اما فقط ..در ثبت احوال؛آقای من امشب غزلتغییر کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط