مافیای من

پارت ۳۰
+رئیس ازم ناراحتی هنوز
_نه
+میدونم ناراحتی
_چرا اینقد حرف میزنی
+اخه
_ا.ت😐
+میشه برم اتاقم خستم میخوام بخوابم
_بیا
ویو ا.ت
دستمو گرفت منو برد رو تخت
_دراز بکش
پتو رو کشید روم
_بخواب من کار دارم
+من راحت نیستم
_😐😐
+باشه میخوابم
_افرین
ویو ا.ت
خیلی خسته بودم چشامو بستم خوابم برد سرمم درد میکرد
ویو یونجون
داشتم با لپ تاپ کار میکردم که یه لحظه چشام خورد به ا.ت خیلی خوشگل بود وقتی میخوابه خوشگل تر میشه ولی هنوز از کاری که باهاش کردم گریم میگیره رفتم سمتش پتو رو انداختم روش کشیده بود اونور گفتم سردش میشه هیچ نفهمیدم کی عاشقش شدم ولی دیگه تصمیمم این بود که اذیتش نکنم رفتم حیاط هوا بخوره بهم هوا خنک بود که دیدم هانا اومد پیشم
^سلام یونجونیی
_سلام
^خوبییی
_اوم
داشتم میرفتم تو اتاقم که دستمو گرفت
^رئیس تازگیا ماموریت که نداریم
_نمیدونم بررسی نکردم
^باشه(لوس
_خوبه
^راستی مامانت
_به اون نگو مامانم بگو نامادریم اوکی؟
^اخه چرا
_خدافظ
رفتم سمت اتاقم هی خدا چقد رو مخه این دختره
درو اروم بستم گفتم بذار ا.ت بیدار نشه
گوشیم زنگ خورد رفتم برداشتم دراگون بود
_الو
*سلام رئیس
_سلام
*رئیس اتفاقی افتاده
_چیشده
*خانواده هوانگ تازگیا خیلی مشکوک شدن امروز شب مارو به بار دعوت کردن
_اوکی پس حواستونو جمع کنید
ویو یونجون
نمیخواستم به ا.ت بگم اون خسته شده اگه هم نگم ناراحت میشه بهتره اونو بذارم کنار خودم باشه اونجوری بهتر میشه حواسمم بهش میشه اونوقت
دیدگاه ها (۲)

سرنوشت پارت (۱۲)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

همسر غیره منتظره

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط