پارت ۲۳

پارت ۲۳
#انی
گوشیمو برداشتم و رفتم تو اینستا
یکم که گشتم
اومدم بیرون رو به آرمین گفتم:
بریم بیرون
_کجا بریم
_نمیدونم
_هوم بریم بیرون غذا بخوریم
_بریم( با یکم ذوق )
_باشه پس برو حاضر شو
_خیلی ببخشیدا اینجا اتاقه منه
_اوه یادم نبود ببخشید ( باز شدن نیش تا بناگوش )
_برو بیرون
_خا باشه دارم میرم
بلند شد که بره بیرون وقتی رفت
بلند شدم که برم ببینم چی بپوشم
کمدمو باز کردم
از اونجا که هوا سرد بود یه هودی پوشیدم برام یکم بلند بود
ولی خوب بود گرم بود
یه شلوار لش پوشیدم
رفتم بیرون دیدم آرمینم حاضر شده نشسته
_تو کی حاضر شدی
_همون موقع که تو داشتی لباس میپوشیدی
یه هودی پوشیده بود با شلوار لی
خیلی بهش میومد
_هیممممم
_چیه
_چرا اخه انقدر بهت میاد این هودیه
_دیگه ببخشید دیگه
#آرمین
اومد نشست بغلم بهم تکیه داد
_مگه نمیخواستی بری بیرون
_چرا
_خب پاشو دیگه
_باشه
پا شدیم رفتیم بیرون
داشتیم دور میزدیم که یهو گفت:
گشنمه
_منم گشنمه
_بریم یه چیزی بخوریم
_بریم
رفتیم یه رستوران غذا خوردیم
و رفتیم دوباره دور دور
اول رفتیم سینما بعدم رفتیم شهر بازی
تا اومدیم خونه دیگه تقریبا غروب شده بود
لباسامونو که عوض کردیم
انی گفت: میگم زنگ بزن به ارن اینا ببین فردا میان بریم بیرون
_باشه
دیدگاه ها (۳)

bts

داستان زندگی منپارت:20*چجوری؟کجاهمو دیدین؟+توی آمریکا،یروز ک...

My Boy❄

رئیس دوست داشتنی من پارت پنجم صبح بود ومن درسرکارمشغول به کا...

پارت ۴= اووووووووومممم صد درصد + خب الهی شکر + راستی لیا تو ...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔ویو آنیا بیدار شدم ساعت 1 ظهر بودددداین...

فیک شوگا یادم نیست پارت چنده

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

پنهان عشق

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط