{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کرم زیادی دارم_طنز

کرم زیادی دارم_طنز
دیشب بامامانم و خالم و امیر محمد(پسر خالم ک یه سال ازم کوچیکتره) بازار بودیم بعد مامانم رفت تو مغازه طلا بخره منو امیرمحمد اومدیم بیرون تو پاساژ بگردیم بعد یه پسر دیدم که شلوارش ۸۰ بود
"امیر محمدم که پایهههه کرم ریزی" منم داد زدم خطاب به پسره :ابجییییی کدوم دریا بودی شلوارت اب رفتهههه و منو امیرمحمد بهش خندیدیم😂
بعد همه پاساژ برگشتن سمتمون و خندیدن و پسره قهوه‌ای شد😂 😂
پسره هم یه جوری نگاااام کرد ک ... و سریع فرار کردیم😂 😂 😂
@SETAYESH_H
_2
دیدگاه ها (۲۱)

#دخترای_لجباز 🔥 پسرای_مغرور 💦 پارت سوم .برگشتم طرف صدا . ...

MY LOVE

رمان دورترین نزدیک

از زبان هاوین وقتی تهیان گفت.....شده ناراحت شدم چون میدونستم...

#پارت بیست و ششم#پارت26#رمان تمام_زندگی_منامین هم همون موقعه...

پارت هجدهم رمان love is still beautifulمن:چرا از من مایه میز...

×قسمت پنج×پارت دوزهرا_پریسا امروز میای ورزشگاه!؟پریسا:فک نکن...

داستان عاشقانه خنده داراینبار میخوام خاطره یکی از دوست دخترا...

فصل نهمناهیتا لرزون گفت:-دخترم سها ، الناز جونیا خدا چقدر من...

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁 #amd_msn11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط