پارت سه

ته. چی دوست دختر منظورت ات هست

ج. مشگلی داره ؛شما که باهاش خوب نیستین داد

ته. هرجور با دخترم رفتار کنم به تو هیچ ربطی نداره داد

ج. اگه دخترته باید حواست بهش یاشه ن اینکه بعد سه سال خش کنه بعد بفهمی اون حمله عصبی.داره. داد.

پرستار. آقا چه خبرتونه بیمارستان گذاشتین رو سرتون

چ. ببخشید. جیمین بابا. لطفا بسه


ج. باشه. چانگمین میتونم ببینمش

چ. تا بهوش بیاد نمی تونیم ببینیمش

ج. باشه.

ته. رفت نشست پیش هانول

ته. هانول واقعا جیمین راست میگه من بدون هیچ دلیلی با ات بد بودم در هدی که تو این ۳سال بهمون نگفت این بیماری رو داره با پریشونی گفت


ه. عزیزم آره تو واقعا باهاش بد بودی ولی میتونی جبران کنی

ته. ها چجوری

ه. باید بری خونه تو اتاقش برو ببین بعدم اتاق چانگمین هرچی نداشت با رنگ مشکی براش بخر اون از صورتی خوشش نمیاد

ته. باشه ول..

ه. حرف نباشه بدو

ته. باشه مرسی عزیزم میشه توهم بیای کمکم

ه باشه

ه. ته. رفتن پیش جیمین و چانگمین

چ. جیمین آروم باش مگه نگفتی میدونستی پس چرا انقدر بهم ریختی

ج. چون دوستش دارم

ته. بسه بسه فهمیدم دخترمو دوست داری

ج. 🤨

ته. جیمین چقدر از سلیقه ات سر در میاری

ج. انقدری که میتونم بفهمم وقتی بیدار شد دوست داره چی بپوشه


ته. میخوام اتاقش رو درست کنم میای کمکم

ج. نه باید اینجا باشم برین از اتاق تو خونم نگا کنید

چ. دیگه چه خبر باهم کردین تا حالا

ج. مشگلی داره بکنیم. بعدم نه

اینم کلید خونم. خونن روبه رویی خونه خودتون


ته. ممنون خوب دامادی میشی

چ 😡 خواهرم هنوز بچه هست


ته. منم شوهرش ندادم شوخی حالیتون نیست 😮‍💨😡

ج. 😑 ولی من اونو مال خودم میکنم

ه. قلبش مال خودت کردی بقیه مال بعد ازدواج

چ. کی اجازه داد ازدواج کنن


پرستار. همراه خانوم کیم ات

ج. من هستم بفرمایید

چ. کی گفته تویی خودمم

پرستار چه نسبتی با ایشون دارید

ج. شوهرشم

چ داداششم

ته. اهم آقای پارک هنوز نیستی

پرستار. شما که گفتید شوهرشید بیاید کارای ترخیسشونو انجام بدید

ج. مگه به هوش اومده

پرستار. بله.

چ. میتونم ببینمش

پرستار. بله اتاق ۲۶۹

چ. ممنون

ج. کارارو انجام داد لباس واسه ات برد

وارد اتاق شد

ج. لیدی پارک نباید اینهمه ددی جیمینو. ناراحت کنی

ات. ببخشید ددی ولی مگه نگفتی هنوز ددی نشدی

چ. هوی بسه من اینجاما

ج. خب حالا این لباسا رو زود بپوش

چ. جیمین برو بیرون بپوشه

ات. خودتم برو بیرون هیونگ

چ. گگ باشه جیمین بریم ات تو هم زود بیا

ات. چشم آجوشی

چ. آفرین آجوما

............
ات. چطورم
ته. سلام خوشگل خانوم
ات. س سلا سلام بابا
ته. بغلش میکنه. ببخشید عروسک بابا ناراحتت کردم
ات. بغض. آره ولی الان آروزو مو برآورده کردین بغلتون خیلی گرمه گریه میکنه
دیدگاه ها (۸)

گمشده در روشنایی. P 4

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

پارت ۱۴ .من .....من ازت خوشم میاد ات در تعجب گفت چییییی تهیو...

پارت ۲

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

یون: آره جذابی تو کی هستیلولا: اممم خببب خواهر ناتنی ته هستم...

#Mafia_rabbit🐰#Part¹مثل همیشه آت در حال شیرینی پختن بود که ص...

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط