{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامان : دختر بگیر بشین دیگه سرم گیج رفت

مامان : دختر بگیر بشین دیگه سرم گیج رفت
نفس : مامان چرا درک نمیکنی استرس دارم
مامان :میدونم دخترم اما..
همون موقع رنگ در ب صدا دراومد
نفس : وای مامان بابا اینا اومدن
مامان : باشه دخترم اروم باش الان سکته میکنی
دانیال با قیافه ناراحت و بابا با قیافه نگران وارد خونه شدن
نفس : نههههه خدایا چرا من ! ...
چرا من اینقد بدبختم اینهمه ادم چرا من نباید قبول بشم اخه چراااا
دانیال : چته بابا کی گفته قبول نشدی ؟
نفس : چی یعنی قبول شدم پ شما چرا اینقد ناراحتین ! چیزی شده دانیال دوباره قیافش رفت تو هم ک بابا گفت : دخترم تو قبول شدی اما..
نفس : وای نههه نکنه پزشکی قبول نشدمو ی رشته داغون قبول شدم
دانیال : اهه بسه دیگه بزار بابا حرف بزنه دیگه
نفس : باشه حالا چرا میزنی ؟
بابا ادامه داد
بابا : راستش تو تهران قبول شدی ولی همون رشته ای ک میخوای ی دو دقیقه تو شک بود نمیدونستم الان باید خوشحال باشم یا ناراحت
بزارین خودمو معرفی کنم تا بیشتر با هم اشنا شیم اسمم نفسه 21 سالمه تو ی خانواده چهار نفری زندگی میکنیم ی داداش دارم ب اسم دانیال ک ازم 3 سال بزرگتر 24 سالشه وضع مالیمونم معمولیه یعنی ن اونقدر داریم ک ندونیم کجا بریزیم و ن اونقدر فقیریم ک پول اجاره خونه نداشته باشیم بابام خیلی امروزیه یعنی خیلی امروزیه..اما اصلا دوست نداره ما ازش جدا زندگی کنیم
میگم خب شما بیاین اینجا خونه بگیرین اونجا زندگی کنیم تازه کارتم اونجاس میگه ن خونه زندگیه من اینجاس. میگم بیاین هفته ای یبار بهم سر بزنین میگه چجوری هفته ای یبار بکوبیم بیایم اونجا خو راست میگه اصفحان کجا تهران کجاا بهش میگم خب پدر من خب میرم پانسیون دیگه دردت چیه میگه اونجا جای دخترای پاک نیس اونجا میری ی وقت خراب میشی
بابا : اخه دختر من گله من خنگ منواونجا میخوای بری چ غلطی کنی
نفس : جووونم ابراز علاقه بابایی
بابا : قابلی نداشت
نفس : بابا من میخواام برمممم
بابا: بازم ک تو حرف خودتو میزنی
نفس : اااا بابا درسم مهم تره یا..
بابا : یا ؟
نفس : هیچی
دیدگاه ها (۶)

THE DARK SHADOWS

رمان:آغوش ممنوعه🚫🫂🌌ژانر:عاشقانه،درام،تخیلی#part1نگین: هوووفف...

رمان تو خود منی

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

P18انیا:نه بابا هوا گرمه فقط🍅دامیان:خوب ما الان نامزدیم دیگه...

پارت یازدهم با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با اون دوستهه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط