*صدا ز کالبد تن به در کشید مرا

*صدا ز کالبد تن به در کشید مرا
صدا شبیه کسی شد ، به بر کشید مرا 

صدا شد اسب ستم ، روح من کشان ز پی اش 
به خاک بست و به کوه و کمر کشید مرا 

بگو که بود که نقاشی مرا می کرد 
که با دو دیده همواره تر کشید مرا ؟

چه وهم داشت که از ابتدای خلقت من 
غریب و کج قلق و در به در کشید مرا ؟

دو نیمه کرد مرا ، پس تو را کشید از من
پس از کنار تو این سوی تر کشید مرا 

من و تو را دو پرنده کشید در دو قفس 
خوشش نیامد ! بی بال و پر کشید مرا 

خوشش نیامد ! این طرح را به هم زد و بعد
دگر کشید تو را و دگر کشید مرا 

رها شدیم تو ماهی شدی و من سنگی 
نظاره ی تو به خون جگر کشید مرا

خوشش نیامد ! این طرح را به هم زد و بعد 
خیانت کار کشید  تو را وعاشق دل سوخته  کشید مرا 

خوشش نیامد ، این بار از تو دشتی ساخت 
به خاطر تو نسیم سحر کشید مرا 

خوشش نیامد خط خط خط زد اینها را 
یک استکان چای ، از خیر و شر کشید مرا 

تو رازهرکرد و در ذره های من حل کرد 
سپس به سمت لبش برد و … سر کشید مرا*

 
دیدگاه ها (۱)

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️لورنزو آهسته گفت:«این حروف...»ریگیلوس به ک...

پارت ۱۸

ابلیس

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_43فصل هجدهم | ش...

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت پــانــزدهــم 𓆪 🖤🥀ـ «اسما...»صدای مرد دوباره ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 37جونگکوک برگشت و با...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

### پارت ۵: طوفان در اتاق کارسرمای اتاق کار جونگ‌کوک، با ورو...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۵به م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط