میخوام یه خاطره بگم
میخوام یه خاطره بگم
خاطره یه روز خوب
خاطره خنده های واقعیم
خورد زمین، داشتم از ترس سکته میکردم
کمکش کردم پاشه، خودم داشتم از ترس میمردم
دستمو دورش حلقه کردمو اروم راه رفتیم، رو یه نیمکت نشستیم، دستش درد میکرد
فقط خدا میدونه اونموقع چقد به خودم فحش دادم
واسه اولین بار سرشو گذاش روپام
از خوشحالی گریم گرفته بود
پا شدیم رفتیم کلاس
از یه خاطره قدیمی گف
تو لحن حرف زدنش حسودی موج میزد و من عاشقه همین حسودی کردناش بودم
سرشو گذاش رو شونم
کاش هیچوقت اون قانون نبود، کاش
کاش میدونس هرچی شد از دوست داشتنشه
کاش میدونس چقد عاشقشم
فقط میخوا یه چیزیو بهم بگه
خواهری اگه هنوزم منو میخوای
اگه هنوزم دوسم داری
اگه هنوزم خواهرتم
بهم بگو
و حرفی نزن که پشیمون شی
فقط بگو
خاطره یه روز خوب
خاطره خنده های واقعیم
خورد زمین، داشتم از ترس سکته میکردم
کمکش کردم پاشه، خودم داشتم از ترس میمردم
دستمو دورش حلقه کردمو اروم راه رفتیم، رو یه نیمکت نشستیم، دستش درد میکرد
فقط خدا میدونه اونموقع چقد به خودم فحش دادم
واسه اولین بار سرشو گذاش روپام
از خوشحالی گریم گرفته بود
پا شدیم رفتیم کلاس
از یه خاطره قدیمی گف
تو لحن حرف زدنش حسودی موج میزد و من عاشقه همین حسودی کردناش بودم
سرشو گذاش رو شونم
کاش هیچوقت اون قانون نبود، کاش
کاش میدونس هرچی شد از دوست داشتنشه
کاش میدونس چقد عاشقشم
فقط میخوا یه چیزیو بهم بگه
خواهری اگه هنوزم منو میخوای
اگه هنوزم دوسم داری
اگه هنوزم خواهرتم
بهم بگو
و حرفی نزن که پشیمون شی
فقط بگو
- ۴.۲k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط