{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

《☆فقط یه دوست معمولی☆》

《☆فقط یه دوست معمولی☆》
پارت3

وقتی که برگشتیم کم کم باید میخوابیدیم پس کم کم خوابیدیم و فردا باید میرفتیم دانشگاه
فردا صبح زود همه پاشدیم و آماده شدیم و رفتیم دانشگاه و رفتم تو کلاس خودم کم کم بچه ها همه داشتند میومدن که من یه پسر رو دیدم و متعجب بودم واقعا چون خیلی مرتب بود آومد تو و جلوی من نشست هیچی دیگه کلاس تموم شد و برگشتیم خوابگاه به دخترا گفتم

دخترا چقد اون پسره مرتب بود توجه کردین

مینا:اره آروم هم بود

سارا:آره خیلی هم جذاب بود وای کاش حداقل تو از سینگلی دربیای 😂😂

ات: خیلی بیشعوری ها 😒

مینا: بسه بچه ها سارا توام انقد حرف نزن

سارا:باشه بابا خواستم شوخی کنم اه🫩

هیچی دیگه سارا پاشد و غذا درست کرد ماهم بقیه ی کارارو کردیم بعد غذا گفتم به دخترا که من یکم چرت میزنم اونا هم گفتن باشه و هرکی یه جای رفت یه چرت یه ساعتی زدم و پاشدم که کمی درس بخونم بعدش خانم مسئول اومد و گفت....

ببخشید فرشته های من درس داشتم نتونستم زیاد پارت بزارم اگه لایک ها 12 و بازنشر هم داشته باشم همرا 10 کامنت 1 پارت واستون هدیه میزارم🌹

#فیک #فیک_کره_ای #فیک_تهیونگ #تهیونگ #وی #BTS #Taehyung #KimTaehyung #فیک_عاشقانه #فیک_کمدی #عاشقانه #کمدی #رمان #رمان_کره_ای #فیک_جدید #داستان_عاشقانه #فیک_دوستی #ات_و_تهیونگ #ویسگون #فیک_ویسگون #رمان_ویسگون #داستان_کره_ای 💗✨
دیدگاه ها (۰)

دید پنهان ,انفجار اشکار

رومان روز برفی (پارت 1)از زبان ات:امروز شنبہ 15 ژانویہ است ب...

فیک:(زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...)پارت اولویو ات: ا...

پارت نهیونگی: لونا لونا( با داد ) یونگی لونا رو برد بیمارستا...

بالهای سرخ پارت ۶

عشق بعد نفرت

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط