حرف های های ما هنوز ناتمام…

حرف های های ما هنوز ناتمام…

تا نگاه میکنی وقت رفتن است…

باز همان حکایت همیشگی…

پیش از آن که با خبر شوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر میشود…

آی…ای دریغ و حسرت همیشگی…

ناگهان…

چقدر زود….. دیر میشود….
دیدگاه ها (۱)

‍ حرف‌های ما هنوز ناتمام ....تا نگاه می‌کنی وقت رفتن استباز ...

حرف های ما هنوز ناتمام...تا نگاه می‌کنی:وقت رفتن استباز هم ه...

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهل‌وسوم 𓆪 🖤🥀اسما چند ثانیه فقط به مادرش خ...

وقتی میخواد بره سربازی part 1

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

چقـدر زیبــاست درڪ شدن .اینکه گاهۍ ، اشنایۍ،دوستۍ،همدمۍ، همـ...

### پارت دهم و پایانی: «غروبِ قلمروهای سیاه»باران در بیرون ا...

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط