اوک پارت ۴ سناریو ت و باجی:) دلم به حالتون سوخت گفتم بزارمش😂
با یه مردی مواجه شدید*
میخواستید از کنارش رد شید که محکم شمارو حل داد طرف دیوار و میخواست شمارو بیهوش کنه!*
تا خواستید جیغ بزنید جلوی دهنتون رو گرفت*
هیششش... ساکت باش مامی...
میدونستی چند وقت بود دنبالت بودم؟
تعجب میکنید*
مامی...یعنی...یعنی چی! چرا منو مامی خطاب کرد!*
یهو دیدید پسری با موهای بلند مشکی به سمت اون مرد اومد و محکم اون رو زد و شمارو از دستش درآورد.*
پسره: حالت خوبه؟ کاریت که نکرد؟
تو: ا..اره..م..ر...مرسی!
اون گوشه وایستا من کار اینو تموم میکنم میبرمت خونتون اینجا خطرناکه!
به اون پسری که شمارو گرفته بود نگاه میکنید*
پسری با قد بلند و موهای زرد و مشکی و دوتا تتو روی دستش*
یهو یادتون اومد این همون پسری بود که وقتی رفته بودید پارتی دیدینش که انقدر مست کرده بود هیچی نمیفهمید!*
تعجب کردید که اون چرا اینجاس*
دید اون پسر مو مشکی با اون پسر قد بلند دارن دعوا میکنن که پسر قد بلنده اون پسر مو بلند رو محکم زد و اون به طرف دیگه ایی پرت شد!*
داد زدی:هوی اشغالللل،چه غلطی داری میکنییی!
و به سمت اون پسر مو مشکی دویدید*
بلندش کردید*
حالت خوبه؟(با نگرانی)
آخ.. اره... خوبم نگران من نباش!
چشماش یه حس خواستی بهت داد که باعث شد قلبت محکم بزنه و تو نمیدونستی چرا!*
بلند شد و دوباره شروع به دعوا با اون پسر قدبلند کرد تا جایی که دیگه هیچکدوم نایی توی بدن نداشتن!*
اون پسر قدبلند همینطور که داشت میرفت گفت: ا/ت شاید ایندفعه نتونستم بگیرمن اما مطمئن باس دفعه بعد حتما مال من میشی!حتما!...
پسر مو مشکی بلند داد زد: جرعت داری نزدیکش شو هانما شوجیییی!
به طرف شما برگشت و گفت: این وقت شب تنها توی این کوچه ها برای یه دختر خیلی خطرناکه میدونستی؟!
آه.. درسته..ببخشید..ممنون بابت کمک!
خواهش میکنم:) اسمت چیه؟ من باجیم.
همینطور که به طرف باجی میرفتید گفتید: خوشبختم باجی منم ا/ت هستم:)
هوم اسم قشنگیه:)
اریگاتو^^(ممنون)
وایستادیم کنار باجی*
صورتت..داره خون میاد! بزار پانسمانش کنم!
اا نه بالا نمیخواد بیا برسونم خونتون! خونتون کجاس؟
همین کوچه بعدیه!
اوه باشه پس بریم.
شروع به حرکت میکنید*
۵ مین بعد*
این خونه ماس!
اهوم باشه. خوشحال شدم از دیدنت،مراقب خودت باش!
باجی تا خواست بره تو دستشویی گرفتی و گفتی: اینجوری نمیشه باید پانسمانت کنم!
و بعد بدون اینکه اون چیزی بگه اون رو به دخل خونه میکشید!*
اوه زورت زیاده ها ا/ت!
هه..نه بابا همش یکم قدرت بدنی اونم بخاطر اینکه برای والیبالم بدن سازی میرم!
هنوز خیلی خوب نشدم!
اما از نظر من زورت زیاده!
اریگاتو^^
میتونی بشینی روی مبل راحت باش!
اریگاتو ا/ت
باجی میشینه رو مبل و تو میری تا وسایل کمک های اولیه رو بیاری...
یاپ.. خب دیگ فک کنم خودتون بدونید چی میشه😂زیاد توی خماری نزاشتمتون😂💔
میخواستید از کنارش رد شید که محکم شمارو حل داد طرف دیوار و میخواست شمارو بیهوش کنه!*
تا خواستید جیغ بزنید جلوی دهنتون رو گرفت*
هیششش... ساکت باش مامی...
میدونستی چند وقت بود دنبالت بودم؟
تعجب میکنید*
مامی...یعنی...یعنی چی! چرا منو مامی خطاب کرد!*
یهو دیدید پسری با موهای بلند مشکی به سمت اون مرد اومد و محکم اون رو زد و شمارو از دستش درآورد.*
پسره: حالت خوبه؟ کاریت که نکرد؟
تو: ا..اره..م..ر...مرسی!
اون گوشه وایستا من کار اینو تموم میکنم میبرمت خونتون اینجا خطرناکه!
به اون پسری که شمارو گرفته بود نگاه میکنید*
پسری با قد بلند و موهای زرد و مشکی و دوتا تتو روی دستش*
یهو یادتون اومد این همون پسری بود که وقتی رفته بودید پارتی دیدینش که انقدر مست کرده بود هیچی نمیفهمید!*
تعجب کردید که اون چرا اینجاس*
دید اون پسر مو مشکی با اون پسر قد بلند دارن دعوا میکنن که پسر قد بلنده اون پسر مو بلند رو محکم زد و اون به طرف دیگه ایی پرت شد!*
داد زدی:هوی اشغالللل،چه غلطی داری میکنییی!
و به سمت اون پسر مو مشکی دویدید*
بلندش کردید*
حالت خوبه؟(با نگرانی)
آخ.. اره... خوبم نگران من نباش!
چشماش یه حس خواستی بهت داد که باعث شد قلبت محکم بزنه و تو نمیدونستی چرا!*
بلند شد و دوباره شروع به دعوا با اون پسر قدبلند کرد تا جایی که دیگه هیچکدوم نایی توی بدن نداشتن!*
اون پسر قدبلند همینطور که داشت میرفت گفت: ا/ت شاید ایندفعه نتونستم بگیرمن اما مطمئن باس دفعه بعد حتما مال من میشی!حتما!...
پسر مو مشکی بلند داد زد: جرعت داری نزدیکش شو هانما شوجیییی!
به طرف شما برگشت و گفت: این وقت شب تنها توی این کوچه ها برای یه دختر خیلی خطرناکه میدونستی؟!
آه.. درسته..ببخشید..ممنون بابت کمک!
خواهش میکنم:) اسمت چیه؟ من باجیم.
همینطور که به طرف باجی میرفتید گفتید: خوشبختم باجی منم ا/ت هستم:)
هوم اسم قشنگیه:)
اریگاتو^^(ممنون)
وایستادیم کنار باجی*
صورتت..داره خون میاد! بزار پانسمانش کنم!
اا نه بالا نمیخواد بیا برسونم خونتون! خونتون کجاس؟
همین کوچه بعدیه!
اوه باشه پس بریم.
شروع به حرکت میکنید*
۵ مین بعد*
این خونه ماس!
اهوم باشه. خوشحال شدم از دیدنت،مراقب خودت باش!
باجی تا خواست بره تو دستشویی گرفتی و گفتی: اینجوری نمیشه باید پانسمانت کنم!
و بعد بدون اینکه اون چیزی بگه اون رو به دخل خونه میکشید!*
اوه زورت زیاده ها ا/ت!
هه..نه بابا همش یکم قدرت بدنی اونم بخاطر اینکه برای والیبالم بدن سازی میرم!
هنوز خیلی خوب نشدم!
اما از نظر من زورت زیاده!
اریگاتو^^
میتونی بشینی روی مبل راحت باش!
اریگاتو ا/ت
باجی میشینه رو مبل و تو میری تا وسایل کمک های اولیه رو بیاری...
یاپ.. خب دیگ فک کنم خودتون بدونید چی میشه😂زیاد توی خماری نزاشتمتون😂💔
- ۳۴.۸k
- ۳۰ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط