بگذار تا که
بگذار تا که
در چشمهای تو
به آخرین اوج پروازم،
به آخرین نفسهایم برسم!
یک قدم به سقوطم مانده،
خسته ام،گویی که دیگر هیچ امیدی نیست،
هیچ چیز غربت و تنهاییم را
پر نمی کند،تنها ایستاده ام
و امروز هم مثل همیشه
تو در تاریکیه افق دیدگانم با تبسمی
بسویم می دوی،اما انگار
هیچوقت به من نمی رسی و غربت و تنهایی مرا بیشتر و سنگین تر می کنی...
کجایی !!! ؟؟؟
در چشمهای تو
به آخرین اوج پروازم،
به آخرین نفسهایم برسم!
یک قدم به سقوطم مانده،
خسته ام،گویی که دیگر هیچ امیدی نیست،
هیچ چیز غربت و تنهاییم را
پر نمی کند،تنها ایستاده ام
و امروز هم مثل همیشه
تو در تاریکیه افق دیدگانم با تبسمی
بسویم می دوی،اما انگار
هیچوقت به من نمی رسی و غربت و تنهایی مرا بیشتر و سنگین تر می کنی...
کجایی !!! ؟؟؟
- ۲۸۳
- ۲۷ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط