{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار تا که

بگذار تا که
در چشمهای تو
به آخرین اوج پروازم،
به آخرین نفسهایم برسم!
یک قدم به سقوطم مانده،
خسته ام،گویی که دیگر هیچ امیدی نیست،
هیچ چیز غربت و تنهاییم را
پر نمی کند،تنها ایستاده ام
و امروز هم مثل همیشه
تو در تاریکیه افق دیدگانم با تبسمی
بسویم می دوی،اما انگار
هیچوقت به من نمی رسی و غربت و تنهایی مرا بیشتر و سنگین تر می کنی...
کجایی !!! ؟؟؟
دیدگاه ها (۳)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

پارت ۵ و نهایی: سمفونیِ رنگ‌هایِ ابدیسکوتِ پشت‌بام، با صدایِ...

007-پنهان در مه - پارت ۶۱

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

پرنسس ناخواسته

بگذار تا کهدر چشمهای توبه آخرین اوج پروازمبه آخرین نفسهایم ....

ای آخرین توسل سبز دعای ما آیا نمی رسد به حضورت صدای ما؟شنبه ...

دنبالِ من نگردمن نیستم دیگر همانقدر که تو نبودیتو نیستینیستم...

دنبالِ من نگردمن نیستم دیگر همانقدر که تو نبودیتو نیستینیستم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط