سناریو
وقتی دستتو میبری
نامجون:(هول میکنه)حالت خوبه؟اب قند میخای؟بریم دکتر؟
جین:چرا مواظب دستای هندسام عشقم نیستی هااا
یونگی:براید استایل بغلت میکنه که ببرتت بیمارستان ا/ت:یونگی بخدا لازم نیست خوبم یه بریدگیه یونگی:چی میگیییی ببین چقد داره خون میاد
جیهوپ:وای یا خدا چیکار کنمممم...
جیمین:عزیزم خوبی؟بده بوسش کنم خوب شه
تهیونگ:وااای خودتو چیکار کردی یا خدااا(از بس استرس میگیره نمیدونه کی به کیه کجا میره چیکار کنه)و..و...وووایسا الان چسب زخم پیدا میکنم ، کووو خوووو اصن گور پدر چسب زخم بیا بریم بیمارستان خاک به سرممم
جونگ کوک:یاااا عیسی مسیححححح بانییییم کولت میکنه و به سمت بیمارستان میدوعه و تو راه همش میگه تحمل کن بانی الان میرسیم...
نامجون:(هول میکنه)حالت خوبه؟اب قند میخای؟بریم دکتر؟
جین:چرا مواظب دستای هندسام عشقم نیستی هااا
یونگی:براید استایل بغلت میکنه که ببرتت بیمارستان ا/ت:یونگی بخدا لازم نیست خوبم یه بریدگیه یونگی:چی میگیییی ببین چقد داره خون میاد
جیهوپ:وای یا خدا چیکار کنمممم...
جیمین:عزیزم خوبی؟بده بوسش کنم خوب شه
تهیونگ:وااای خودتو چیکار کردی یا خدااا(از بس استرس میگیره نمیدونه کی به کیه کجا میره چیکار کنه)و..و...وووایسا الان چسب زخم پیدا میکنم ، کووو خوووو اصن گور پدر چسب زخم بیا بریم بیمارستان خاک به سرممم
جونگ کوک:یاااا عیسی مسیححححح بانییییم کولت میکنه و به سمت بیمارستان میدوعه و تو راه همش میگه تحمل کن بانی الان میرسیم...
- ۷.۹k
- ۰۶ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط