و من پذیرفته‌ام که گاهی ممکن است ما برای آدم‌ها فقط پناه‌

و من پذیرفته‌ام که گاهی ممکن است ما برای آدم‌ها فقط پناه‌گاهی باشیم تا زمانی که یک خانه‌ی امن پیدا کنند و بروند.
او هیچ‌ وقت دوستم نداشت ؛ فقط زخم‌ هایش را کنار من
درمان می‌کرد و پس از ارام گرفتن ، مرا رها کرد .

#مود
دیدگاه ها (۲)

می‌دانست در برابر این جهان بی‌رحم که گاهی حتی صدای نفس هایش ...

آدم‌ ها همیشه با کلمات درمان نمیشوند...گاهی یک آغوش میتواند ...

🌙 شب، قصه‌ی آرام گرفتن دل‌هایی‌ست که تمام روز با هزار فکر و ...

همه فکر میکنند عشق از یک نگاه شروع میشود؛ اما حقیقت این است ...

پارت 2

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

اتاقی که وجود نداشت (پارت آخر)صبح با سکوت عجیبی آغاز شد.نور ...

یونگی از آن آدم هایی نیست که برای دیده شدن تلاش کنند ؛ حضورش...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

هم‌سلولی خطرناک (پارت آخر)× برو، قبل از اینکه پلیس پیدات کنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط