آفتابا چه خبر؟!

آفتابا چه خبر؟!
این همه راه آمده‌ای...
که به این خاکِ غریبی برسی؟!
ارغوانم را دیدی سرِ راه؟ مثلِ من ...
پیر شده‌ست؟ چه به او گفتی؟او با تو ...
چه گفت؟! نه! چرا می‌پرسم؟!ارغوان خاموش‌ست
دیرگاهی‌ست که او خاموش است آشنایانِ...
زبانش رفته‌اند ارغوان... ویران‌ست...
هر دومان... ویرانیم!!!



#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۱)

آخرین بازمانده از عشق

✍نخست‌وزیری که با تایید ترامپ سر کار می‌آید، اولین سفر خارجی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

پارت ۴۴

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چهل‌وهفتم 𓆪 🖤🥀همه به تصویر خیره شده بودند.اس...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

خسف | قصه سی و ششم: نرجس خاتون- بخش دوم

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط