عکاس : خودم

عکاس : خودم

یادتونه کتابامونو جلد میکردیم بعد که تموم میشد میدیدیم مو رفته لاش؟🙁


چه چرت و پرتایی یادتونه 😒
من اصلا یادم نمیاد 😜😂

#جوک
#jok
‌‌
دیدگاه ها (۱۷)

سناریو:زخم التیامی/ادامه پارت ۴_امروز شنبه. چند روزی میشه که...

#admin_yoki #My_deity #part2☆فلش بک به روزی که دازای بهوش او...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

سلام داداشا

افراد مورد علاقم و الگو هامراستییییی این لیست هنوز کامــل نی...

پشت صحنه جادوییپارت ۳ تهیونگ نشست روی صندلی کنار تخت تهیونگ:...

رمان جونگکوک

☆تردید☆ پنج ماه از زمانی که دازای اعتراف کرد میگذشت. این پنج...

چند پارتی

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط