{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟
مثل باران ، تند میبارم نمی آیی چرا؟

خسته ام از درد ، از آهنگ های بیکلام
خسته از آهنگ گیتارم نمی آیی چرا

غرق در کابوس میمانم مجال خواب نیست..
من چرا تا صبح بیدارم؟ نمی آیی چرا؟

رفته ای! با خاطراتت اشک میریزم هنوز
باز غم در سینه میکارم نمی آیی چرا؟

ای دوای درد قلبم، خسته ام از زندگی
بی تو در بستر گرفتارم نمی آیی چرا

نسخه ای پیچیده دکتر سر نهادن بر دامن تو
آه، محتاج پرستارم نمی آیی چرا

هیچ کس من را پرستاری به جز روی تو نیست
از تب این عشق، بیمارم نمی ایی چرا
دیدگاه ها (۲)

میزنم داد مگر داد به جایی برسدشاید از عشق تو فریاد به جایی ب...

تو چه کردی که همه شهر دلم عاشق توست؟دفتر و قافیه و شعر و غزل...

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟با دو چشمان پر از اشک صدایش ...

عشق چیزی غیرِ یک پیغمبر کذّاب نیستمهربانی هست اما آنقدَرها ب...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و دوم: نقابِ شیشه‌ای و حقیقتِ ت...

پارت ۲ ویو ا.ت بعد از تماس سومین حس میکردم تمام حسی که به جی...

مثل باران ، تند میبارم نمی آیی چرا؟خسته ام از درد ، از آهنگ ...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا ؟ مثل باران ، تند میبارم نم...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا؟مثل باران ، تند میبارم نمی ...

شوق دیدار تو را دارم نمی آیی چرا ؟ مثل باران ، تند میبارم نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط